
آموزههای ولایت ج 3
بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت
کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزههای ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.
آموزههای ولایت ج 3
142علیه السّلام خیلی مختصر بود؛ حضرت بیست و پنج سالشان بود که از دنیا رفتند و شهید شدند. یعنی یک جوان بیست و پنج ساله. اولین امامی که در سنّ کوتاهی از عمر به شهادت رسید، امام جواد بود که در سنّ بیست و پنج سالگی به شهادت رسیدند.1 این هم یکدفعه چه میکند؟ وضعیت ذهنی را برمیگرداند که حضرت بیست و پنج سال بیشتر عمر نکرد.
طبعاً امام علیه السّلام قدرت دارد و نمیشود که قدرت نداشته باشد، پس چرا جلوی شهادت خودش را نگرفت تا اینکه سی یا چهل یا پنجاه سالی باشد و در این دنیا عمر کند؟! این مسئله دوباره این مطلب را به انسان میفهماند که خواست امام علیه السّلام خواست خداست و ارادهاش ارادۀ خداست و هیچ از خودش ندارد! اگر بگویند: «در بیست و پنج سالگی بفرمایید!» میرویم؛ «در سیسالگی یا پانزدهسالگی بفرمایید!» میرویم؛ در اینجا هیچ برای امام علیه السّلام سن مطرح نیست، بلکه مهم پرداختن به تکلیف امامت و ولایت است. آن فقط هست. میگویند: بیا تا اینجا؛ اینجا دیگر بایست، تمام شد! حضرت نمیگوید: «خدایا، سنّ من بیست و پنج سال است، هنوز چیزی [عمر نکردهام!» خدا میگوید]: سنّ تو بیست و پنج سال باشد یا ده سال، برای ما فرقی نمیکند؛ تو را تا اینجا آوردیم، از اینجا به بعد مَسند به کس دیگری واگذار میشود.
قطع شدن ارتباط مردم با ائمه در زمان امام هادی و امام عسکری علیهم السّلام
ما میبینیم همین قضیه و مطلب راجع به امام هادی هم دوباره اتفاق میافتد؛ حضرت در هشتسالگی به امامت میرسد.2 در قضیۀ امام هادی دیگر مسئله به اوج و نهایت خود میرسد؛ یعنی امام هادی پس از گذشت چند سال در مدینه، به دستور متوکل خلیفۀ عباسی بهسمت سامرّا تبعید میشود. یک عده از لشکر را میفرستد و میگوید: «ایشان را با احترام بیاورید به سامرّا!» یعنی تبعید دیگر! بعد هم حضرت را در یک مکان و جای خیلی نامناسبی قرار میدهد و حتی زندان میکند و خیلی مفصّل...!3
- الإرشاد، ج ٢، ص ٢٩٥.
- رجوع شود به الإرشاد، ج ٢، ص ٢٩٧؛ کشف الغمّة، ج ٢، ص ٣٨٤.
- رجوع شود به الإرشاد، ج ٢، ص ٣٠٩ ـ ٣١١.
