اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های ولایت ج 3

بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت

0
جلد ها

کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزه‌های ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّ‌عصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.

آموزه‌های ولایت ج 3

137
  • موبایل نبود، وإلاّ معلوم نبود این ائمه از دست این مردم چه می‌کشیدند! دیگر زندگی نداشتند! ـ امّا نه، تا می‌بینیم وضع امام عوض شد، تمام اعتبارات ما هم یک‌دفعه عوض می‌شود و به‌هم می‌ریزد: «حالاکه ما با امام ارتباط نداریم و امام را در زندان انداخته‌اند، چه باید کرد؟!» هیچ، فرقی نکرده است؛ آن موقع امام در مدینه بود، در کوچۀ فلان، در خانۀ فلان، شمارۀ فلان؛ الآن امام در زندان، در سلول شمارۀ فلان، در بصره قرار دارد! تازه امام علیه السّلام در بصره که بودند، می‌گفتند:

  • خدایا یک جای خلوتی از تو می‌خواستم، الحمدللّه اینجا را نصیبمان کردی!1

  • چون در بغداد دیگر وضع خیلی وخیم شد و واقعاً کارها و اعمال وحشیانه‌ای که سِندی کرد، خیلی عجیب عرصه را بر امام علیه السّلام تنگ کرد.2 وإلاّ در بصره که بودند، می‌گفتند: «بابا از خدایمان است، الحمدللّه یک جای خلوتی پیدا کردیم!» موسی بن جعفر صبح سجده می‌رفتند، ظهر سر از سجده برمی‌داشتند؛ چند ساعت سجده‌شان طول می‌کشید. و خود من در دوران طفولیّت یک‌هم‌چنین سجده‌هایی از مرحوم پدرمان می‌دیدم که چند ساعت سجده‌هایشان طول می‌کشید. تازه حضرت نگاه می‌کرد و می‌فرمود: «خوب شد یک جایی پیدا کرده‌ایم؛ حال آنجا می‌خواهد خانه باشد، می‌خواهد بالای کوه باشد، می‌خواهد سلول زندان باشد، تفاوت نمی‌کند!» آن امامت و ولایت هم که سر جای خودش محفوظ است؛ تمام نیّات افراد را در هر کجای کرۀ زمین با اینکه در سلول است می‌داند، خطوراتی که می‌کنند را می‌داند و با همۀ افراد ارتباط دارد؛ آن هم در زندان! او امام است، مثل من که نیست؛ او حسابش یک چیز دیگر است و مسئلۀ دیگری دارد.

  •  چند سال مردم از ارتباط حضوری با امام محروم شدند، تا اینکه مسئله عوض شد و قضیۀ امام رضا علیه السّلام پیش آمد. تا چند سال هم امامت امام رضا به‌خاطر خفقان و

    1. رجوع شود به الإرشاد، ج ٢، ص ٢٤٠.
    2. رجوع شود به مدینة معاجز الأئمّة، ج ٦، ص ٣٧٥.