اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های ولایت ج 3

بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت

0
جلد ها

کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزه‌های ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّ‌عصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.

آموزه‌های ولایت ج 3

124
  • دارند متفاوت هستند؛ امّا یک کسی این‌قدر جسارت کند و به خودش جرئت بدهد که بعدها در تاریخ بگویند: «زن پیغمبر آمد و بر علیه خلیفۀ منتخب از جانب مسلمین [قیام کرد]!» چون معلوم بود که [لباس] خلافتی که بر امیرالمؤمنین علیه السّلام پوشیده شد، به اراده و خواست خودشان نبوده است.

  • ادّعای آزادی و دموکراسی در حکومت شیخین

  •  امّا مسئلۀ ابوبکر در سقیفۀ بنی‌ساعده با کودتای عده‌ای اوباش اتفاق افتاد؛ حتی یک نفر در همان سقیفه گفته بود: «بابا، پیغمبر همین دو ماه پیش در غدیر خم علی را معرّفی کرد، چرا شما اصلاً حرفی از علی نمی‌زنید؟!» که عمر تا این حرف را شنید، به گونه‌ای بر دهان او کوبید که داریم: «خون از دهانش روی زمین پاشید و به روی زمین افتاد و چند نفر آمدند و او را مورد مشت و لگد قرار دادند!»1 بابا، بدبخت یک حرف زده است که علی را هم صدا می‌کردید؛ حرفی نزده و مطلبی نگفته است! این حکومتِ دموکراسیِ اسلام را ببینید!

  •  آن‌وقت اهل‌تسنّن می‌گویند: «حکومت شیخین براساس دموکراسی و رأی مردم بوده است!» اگر براساس رأی مردم بوده است، پس دیگر لگد زدن2 و درِ منزل دختر پیغمبر را آتش زدن3 چه بوده است؟! رها می‌کردید! هر کسی آمد و بیعت کرد، کرد و هر کسی نکرد، او را رها می‌کردید.

  •  چه دلیلی دارد که انسان در جامعه‌ای نظر مخالف را برنتابد؟! برای چه؟! مگر همین کار را امیرالمؤمنین نکرد؟!

  •  بله، یک وقت شخصی بلند می‌شود و برخلاف رأی مسلمین و قاطبۀ افراد بر علیه حکومت اقدام نظامی می‌کند، [در این‌صورت حکومت باید در مقابل او بایستد]؛ مانند همین کاری که عایشه کرد. عایشه و طلحه و زبیر آمدند بر علیه حکومت

    1. تاریخ الیعقوبی، ج ٢، ص ١٢٣ و ١٢٤؛ السقیفة و فدک، ص ٦٤؛ الکامل فی التاریخ، ج ٢، ص ٣٢٥. با قدری اختلاف در مصادر.
    2. سیر أعلام النّبلاء، ج ١٥، ص ٥٧٨؛ لسان المیزان، ج ١، ص ٢٦٨.
    3. إثبات الوصیّة، ص ١٤٦؛ کتاب سلیم، ج ٢، ص ٥٨٥ و ٨٦٤.