
آموزههای ولایت ج 3
بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت
کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزههای ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.
آموزههای ولایت ج 3
114هر لحظه او را مُشرِف و مسلّط و مُسیطر بر خودمان ببینیم و در هر لحظه او را ناظر ببینیم.
الآن فرض کنید که یک دوربین آن گوشه گذاشته باشند، آیا شما متوجه حرکات خودتان نیستید؟! این دارد ضبط میکند و بعد هم برمیدارند شب از تلویزیون پخش میکنند! دیدهاید، آقا هر طور و هر قسمی بخواهد نماز میخواند، امّا همینکه دوربین میگذارند، [با افراط در اداء مخارج حروف میگوید]: ﴿ٱهۡدِنَا ٱلصِّرٰطَ...﴾؛ چرا؟ چون دارند از تلویزیون پخش میکنند!
عدم ملاقات علامه طهرانی با یکی از مشاهیر بهخاطر حمایت او از طرح کاهش جمعیت
من مشهد بودم و یک شخصی را که همه میشناسید و از بستگان ما هم هست، میخواست به منزل مرحوم آقا بیاید و ایشان را زیارت کند. مرحوم آقا هم با او یک نسبتی داشتند. البته مرحوم آقا با او دیدن نکردند، چون وقتی در تلویزیون نامۀ یک فردی را خوانده بود که: «من هشت فرزند دارم» گفته بود: «ای خانم، چرا شما هشت فرزند آوردی؟ آیا بهتر نبود که کمتر فرزند میآوردی؟!» من هم رفتم [این قضیه را] گذاشتم در دست آقا! گفتم: «آقا، نگاه کنید فلانی چه گفته است!» گفتند: «عجب! ایشان گفته است؟ من دیگر با او ملاقات نخواهم کرد!»
این شخص در تابستانی که مشهد آمده بود، بعد از ظهر آمد برای دیدن. آقا منزل [اندرونی] بودند، نیامدند و گفتند: «ملاقات نمیکنم!» ایشان شوخی با کسی نداشت! لذا او هم برگشت.
من وقتی که از منزل بیرون آمدم داشت با زن و بچهاش میآمد و حرکاتش با آنها یک قسمی بود؛ تا چشمش به من افتاد، یکدفعه و فوری قدمها را آرام آرام [برداشت]! من هم همانجا برگشتم رفتم داخل خانه و در را بستم! التفات کردید؟ حال اگر یک دوربینی در اینجا باشد و همۀ این مجلس و ما را عکس بیندازد، آیا ما مواظب کلاممان، حرکاتمان، سکناتمان هستیم یا نیستیم؟
گرفتار بودن در کثرات، علّت رفتار عوامانه و غفلت از حضرت
ما اینقدر برای امام زمان ارزش قائل نیستیم؛ به اندازۀ دوربین ارزش قائل نیستیم! واقعاً نیستیم و شوخی نداریم! البته باید سعی کنیم که با کمک و عنایت و نظر خودش [توجّه] داشته باشیم؛ ولی باید ببینیم!
