اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های ولایت ج 3

بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت

0
جلد ها

کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزه‌های ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّ‌عصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.

آموزه‌های ولایت ج 3

109
  • خیال نکنید نمی‌زند و من دارم شما را می‌خندانم! نه، اینها را به شما می‌گوید. دیگری می‌گوید: آقا، من مشکلات خانوادگی دارم! [می‌فرمایند:] «شرع، راه و طرق را بیان کرده است، برو ببین چطور حل می‌کند! من جادو و طلسم بلد نیستم، [ساحر] نیستم!»

  •  کدام‌یک از افرادی که الآن دارند این‌طرف، آن‌طرف، از این شهر به آن شهر دنبال امام زمان می‌گردند، به امام زمان می‌گویند: ما معرفت تو را می‌خواهیم! چند نفر به حضرت این را می‌گویند؟! چند نفر به حضرت می‌گویند: ما فقط خودت را می‌خواهیم! فلج هستیم باشیم، اگر صد دفعه هم بیاییم اینجا شفا ندهی باز هم می‌آییم؛ چون ما تو را می‌خواهیم! فلج هم باشیم، باشیم! قرض هم داریم، داشته باشیم! قرض ما را نپرداز و اصلاً آن را زیادتر کن! طلبکارها بیایند درِ خانه صف بکشند؛ بیایید صف بکشید! چه‌کار کنیم؟! نداریم بدهیم! یا فرض کنید فلان گرفتاری را داریم. این مردمی که دارند «امام زمان، یا حجّة بن الحسن» می‌گویند و دعای ندبه راه می‌اندازند و فریادشان به آسمان می‌رود، اگر [حضرت را] چهار دفعه دیدند دفعۀ پنجم خوابشان می‌برد. حالا امام زمان ظهور می‌کند خواهید دید. البته إن‌شاءاللَه که این‌طور نخواهد شد! بلکه اگر الآن ظهور کند [این‌طور است]؛ نه در وقت خودش.

  • حکایتی از سفر مؤلّف به عتبات عالیات

  •  یک قضیۀ جالبی برای شما نقل کنم؛ قضیه مربوط به حدود شش سال پیش است. در همان سال اوّلی که راه کربلا و عراق در زمان صدام باز شده بود و از سوریه می‌رفتند، در همان سال ما اتفاقاً سوریه بودیم و مشرّف شدیم برای کربلا. خب، ما همه تحت‌نظر و تحت‌حفظ بودیم و کسی بی‌اجازه نمی‌توانست جایی برود؛ مأمورین با او می‌آمدند، می‌رفتند و طبعاً روی ما هم حسّاسیت بیشتری داشتند.

  •  طبعاً رفقای ما که بودند، عادی زیارت می‌کردند، در را می‌بوسیدند، عتبه را می‌بوسیدند، خیلی آرام، خیلی متین، موقّر، می‌رفتند کنار نماز می‌خواندند، می‌نشستند، یا به تفکر یا به ذکر یا به زیارت، خلاصه خیلی عادی در حرم‌ها بودند. آقا، بقیۀ افراد ـ مخصوصاً در کربلا ـ می‌آمدند داد می‌کشیدند، فریادها می‌زدند و اصلاً حرم را به‌هم می‌ریختند و حال همه را می‌گرفتند! فریادهای عجیب!