اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

96
  • پس چرا آمِن شَوی بر رأیِ دل***عهد بندی تا شوی آخِر خَجِل؟!1
  • این هم از تاثیرِ حکم است و قَدَر***چاه می‌بینیّ و نتْوانی حَذَر
  • نیست خود از مرغِ پَرّان این عجب***کاو نبیند دام و افتد در عَطَب
  • این عجب که دام بیند با وَتَد***گر بخواهد ور نخواهد، می‌فِتد
  • چشمْ باز و گوشْ باز و دامْ پیش***سویِ دامی می‌پرد با پَرِّ خویش
  • تشبیهِ بندِ دام به قضا؛ که به‌صورتْ پنهان و به‌اَثرْ پیداست

  • بنْگر اندر دَلقِ مِهتر زاده‌ای***سر‌برهنه، در بلا افتاده‌ای
  • در هوای نابکاری سوخته***أقمِشه و اَملاکِ خود بفْروخته
  • 🔹 خوار گشته در میان قومِ خویش***مَرهَمش نایاب و، دلْ ریش از مِری‌ش
  • خان و مان رفته، شده بدنام و خوار***کامِ دشمن می‌رود اِدبار‌وار
  • زاهدی بیند، بگوید: «ای کیا***همّتی می‌دار از بهر خدا
  • کاندر این اِدبارِ زشت افتاده‌ام***مال و زرّ و نعمت از کف داده‌ام
  • همّتی؛ تا بو که منْ زین وا رهم***زین گِلِ تیره بوَد که بر‌جَهم»
  • این دعا می‌خواهد او از عام و خاص:***«کَالخَلاص و اَلخَلاص و اَلخَلاص»
  • دستْ باز و پایْ باز و بندْ نی***نی مُوَکَّل بر سرش، نی آهنی
  • از کدامین بند می‌جویی خلاص؟***وز کدامین حَبس می‌خواهی مَناص؟
  • بندِ تقدیر و قضای مُختَفی‌***هان نبیند آن بجز جانِ صَفیّ
  • گرچه پیدا نیست آن، در مَکمَن است***بدتر از زندان و بندِ آهن است
  • ز‌آنکه آهنگر مر آن را بشکند***حفره‌گر هم خشتِ زندان بر‌کَنَد
  • این عجب، این بندِ پنهانِ گران***عاجز از تَکسیرِ آن، آهنگران
  • دیدنِ آن بندْ احمد را رسد***بر گلوی بسته ﴿حَبْلٌ مِن مَسَد﴾2
  • دید بر پشتِ عیالِ بولَهَب***تنگِ هیزم، گفت: «حَمّاله‌یْ حَطَب»3
  • حَبْل و هیزم را جز او چشمی ندید***که پدید آید بر او هر ناپدید
  • باقیانش جمله تأویلی کُنند***کاین ز بی‌هوشی ست و ایشان هوشمند
  • لیک از تأثیرِ آن، پشتش دو تو***گشته و نالان شده او پیشِ او4
    1. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: ایمن شوی.
    2. سوره المسد آیه 5؛ «بر گردن او (زن ابولهب) طنابی بافته از لیف خرماست.»
    3. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: حَمّالَ الْحَطَب.
      سوره المسد آیه 4؛ «و (نیز بریده باد دو دست) زن او (ابولهب) درحالی‌که حمل‌کنندۀ هیزم است.»
    4. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ بریتانیا (الف). میرخانی: پیشِ تو.