اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

91
  • خلاص یافتنِ کودکان از مکتب بدین مکر، و سؤالِ مادران از ایشان

  • سجده کردند و بگفتند: «ای کریم***دور بادا از تو رنجوریّ و بیم»
  • پس بُرون جَستند سوی خانه‌‌ها***همچو مرغان در هوای دانه‌‌ها
  • مادرانْشان خشمگین گشتند و گفت:***«روزِ کُتّاب و شما با لَهوْ جفت؟!
  • 🔹 وقتِ تحصیل است اکنون و شما***می‌گریزید از کتاب و اوستا؟!»
  • عذر آوردند: «کِای مادر، تو بیست***این گناه از ما و از تقصیر نیست1
  • از قضای آسمانْ استادِ ما***گشت رنجور و سَقیم و مبتلا»
  • مادران گفتند: «مکر است و دروغ***صد دروغ آرید بهرِ طَمْعِ دوغ
  • ما صَباح آییم پیشِ اوستا***تا ببینیم اصلِ این مکرِ شما»
  • کودکان گفتند: «بسمِ اللَه، رَوید***بر دروغ و صدقِ ما واقف شَوید»
  • به عیادت رفتنِ مادران عَلَی الصَّباحْ معلّمِ فرزندان را

  • بامدادان آمدند آن مادران***خُفته استا همچو بیمارِ گِران
  • هم عرق کرده ز بسیاری لحاف***سر ببسته، رو کشیده در سِجاف
  • آهْ آهی می‌کند آهسته او***جملگان گشتند هم لا‌حَوْل‌گو:
  • «خیر باشد -اوستا- این دردِ سر***جانِ تو ما را نبود از این خبر»
  • گفت: «من هم بی‌خبر بودم از آن***آگَهم کردند این‌ مادر‌غَران
  • من بُدَم غافل به شغلِ قال و قیل***بود در باطنْ چنین رنجی ثَقیل»
  • ----------

  • چون به جِدّ مشغول باشد آدمی***او ز دیدِ رنجِ خود باشد عَمیّ
  • از زنانِ مصرِ یوسف شد سَمَر***که زِ مشغولی بِشد ز‌ایشان خبر2
  • پاره پاره کرده ساعدهای خویش***روحْ والِه که نه پس داند نه پیش
  • ای بسا مردِ شجاع اندر حِراب***که ببُرّد دست یا پایش ضِراب
  • او همان دست آورَد در گیر و دار***بر گمانِ آنکه هست او برقرار
  • خود نبیند دست رفته در ضَرر***خون از او بسیار رفته بی‌خبر3
    1. . بیست: بایست.
    2. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: 
      از زنانِ مصر و یوسف شد سَمَر*** جمله از مشغولی خودْ بی‌خبر.
       بریتانیا (الف): نشد زایشان خبر.
    3. نسخۀ قونیه: خود ببیند.