اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

89
  • رنجور‌شدنِ فرعون به وَهم از تعظیمِ خَلقان

  • سجدۀ خلق از زن و از طفل و مرد***زد دلِ فرعون را رنجور کرد
  • گفتنِ هر یک: «خداوند» و «مَلِک»***آن‌چنان کردش ز وهمی مُنهَتِک
  • که به دعویّ إلهیّ شد دلیر***اژد‌ها گشت و نمی‌شد هیچ سیر
  • عقلِ جزوی آفتش وهم است و ظنّ***ز‌آنکه در ظُلْمات شد او را وطن
  • بر زمین گر نیم‌گز راهی بوَد***آدمی بی‌وهمْ آمِن می‌رود1
  • بر سرِ دیوارِ عالی گر روَد***گر دو گز عرضش بوَد، کج می‌شود
  • بلکه می‌افتد ز لرزِ دل به وهم***ترس و وهمی را نکو بنْگر، بفهم
  • رنجور‌ شدنِ استادِ معلّم به وهم‌ و خیال

  • گشت اُستا سخت سست از وهم و بیم***بر‌جَهید و می‌کشانید او گلیم
  • خشمگین با زن که: «مِهرِ اوست سست***من بِدین حالم، نپرسید او نخست
  • خود مرا آگه نکرد از رنگِ من***قصد دارد تا رهد از ننگِ من
  • او به حُسن و جلوۀ خود مست گشت***بی‌خبر، کز بامِ من افتاد طشت»2
  • آمد و در را به تندی بر‌گشاد***کودکان اندر پی آن اوستاد
  • گفت زن: «خیر است! چون زود آمدی؟***که مبادا ذاتِ نیکت را بَدی»
  • گفت: «کوری؟! رنگ و حالِ من ببین***از غمم بیگانگان اندر حَنین
  • تو درونِ خانه از بُغض و نفاق***می‌نَبینی حالِ من در اِحتراق»
  • گفت زن: «ای خواجه، عیبی نیستت***وهم و ظنِّ لاشِ بی‌معنی‌سْتَت»3
  • گفت: «ای غَر، تو هنوزی در لِجاج***می‌نَبینی این تغیُّر و ارتِجاج4
  • گر تو کور و کر شدی، ما را چه جُرم؟!***ما در این رنجیم و در اندوه و گُرم»
  • گفت: «ای خواجه، بیارم آیْنَه***تا بدانی که ندارم من گُنَه؟»
    1. . تصحیح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: ایمن می‌رود.
      آمِن: با آسودگی خیال و بدون ترس.
    2. نسخۀ قونیه: کز بام افتادم چو طشت.
      بی‌خبر، کز بامِ من افتاد طشت: با اینکه حال و روز من بر همه آشکار است و مانند طشتی است که از بالای بام افتاده است و آنچنان صدا داده که همگان از آن مطلع گشته‌اند ولی او هنوز بی‌خبر است.
    3. . لاش: لاشیء، بی‌أساس.
    4. . غَر: فاحشه.