اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

81
  • گفت: «پس من نیستم معشوقِ تو***من به بُلغار و، مُرادت در قُتو
  • عاشقی تو بر من و بر حالتی***حالت اندر دست نبوَد ای فَتی
  • پس نی‌ام کلّی مطلوبِ تو من***جزوِ مقصودم تو را اندر زَمَن
  • خانۀ مَعشوقم و، معشوق نی***عشق بر نقد است و بر صندوق نی»
  • ----------

  • هست معشوقْ آن‌که او یک تو بوَد***مبتدا و مُنتَهایت او بوَد
  • چون بیابیّ و نباشی منتظِر***هم هویدا او بوَد هم نیز سِرّ
  • میرِ اَحوال است، نی موقوفِ حال***بندۀ این ماه باشد ماه و سال
  • چون بگوید، حال را فرمان کند***چون بخواهد، جسم‌ها را جان کُند
  • مُنتَهِی نبوَد که موقوف است او***منتظِر بنشسته باشد حال‌جو
  • کیمیای حال باشد دستِ او***دست جنبانَد، شود مِس مستِ او1
  • گر بخواهد، مرگ هم شیرین شود***خار و نِشتَرْ نرگس و نَسرین شود
  • 🔹 او بوَد سلطانِ حال اندر روش***نی چو تو محروم از حال و کِشش
  • آن‌که او موقوفِ حال است، آدمی ست***که گهی افزون و گاهی در کمی ست
  • لیک صافی فارغ است از وقت و حال‌***صوفی اِبنُ الْوقت باشد در مثال2
  • حال‌ها موقوفِ فکر و رای او***زنده از نَفخِ مسیح‌آسای او
  • ----------

  • «عاشقِ حالی، نه عاشق بر منی***بر امیدِ حال بر من می‌تنی»
  • ----------

  • آن‌که گَه ناقص گَهی کامل بود***نیست معبودِ خَلیل، آفِل بوَد
  • وآن‌که آفِل باشد و گَهْ آن و این***نیست دلبر، ﴿لا اُحِبُّ الْآفِلین﴾3
  • آن‌که او گاهی خوش و گه ناخوش است***یک زمانی آب و یک دم آتش است
  • بُرجِ مَه باشد ولیکن ماه نی***نقشِ بت باشد ولی آگاه نی
  • هست صوفی صفا چون اِبنِ وقت***وقت را همچون پدر بگْرفته سخت4
  • لیک صافی غرقِ عشقِ ذوالْجلال***اِبنِ کس نی، فارغ از اوقات و حال
  • غَرقۀ نوری که او ﴿لَم‌یولَد﴾ است***﴿لَم‌یَلِد﴾ ﴿لَم یولَد﴾ آنِ ایزد است5
    1. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: مِی مستِ او.
    2. نسخۀ قونیه: 
      صوفی اِبنُ الوقت باشد در مَنال***لیک صافی فارغ است از وقت و حال.
    3. سوره الأنعام آیه 76؛ «من افول‌کنندگان و غروب‌کنندگان را دوست ندارم.»
    4. نسخۀ قونیه: صوفیِّ صفاجو اِبنِ وقت.
    5. سوره الإخلاص آیه 3؛ «خدا نه می‌زاید و نه زاییده شده است.»