اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

79
  • در بیان آنکه حیرتْ مانعِ بحث و فکرت است

  • آن یکی مردِ دو مو آمد شتاب***پیشِ یک آیینه‌دارِ مُستَطاب
  • گفت: «از ریشم سفیدی کن جدا***که عروسِ نو گُزیدم، ای فَتیٰ»
  • ریشِ او بُبرید و کُلْ پیشش نهاد***که: «تو بُگزین؛ چون مرا کاری فِتاد»
  • این سؤال و این جواب است ای گُزین***که سَرِ این‌ها ندارد مَردِ دین
  • آن یکی زد سیلی‌ای مر زیْد را***حمله کرد او هم برای کیْد را
  • گفت سیلی‌زن: «سؤالی می‌کنم***پس جوابم گوی و آنگَه می‌زنم
  • بر قَفای تو زدم، آمد طَراق***یک سؤالی دارم اینجا در وِفاق
  • 🔹 این سؤال از تو همی‌پرسم، بگو***حل کن اشکالِ مرا ای نیک‌خو
  • این طَراق از دست من بودَه‌ست یا***از قَفاگاهِ تو ای فخرِ کیا؟»
  • گفت: «از دردْ این فراغت نیستم***که در این فکر و تأمّل بیستم1
  • تو که بی‌دردی، همی اندیش این***نیست صاحب‌ درد را این فکر، هین!»2
  • 🔹 دردمندان را نباشد فکرِ غیر***خواه در مسجد برو، خواهی به دیر
  • 🔹 غفلت و بی‌دردی‌ات فکر آورَد***در خیالت نکته‌ای بِکر آورَد
  • 🔹 جز غمِ دین نیست صاحب‌ درد را***می‌شناسد مرد را و گَرد را
  • 🔹 حکمِ حق را بر سر و رو می‌نهند***حفظِ فکرِ خویش یکسو می‌نهند
  • در بیانِ آنکه در میانِ صحابه، حافظْ کسی نبود

  • در صحابه کم بُدی حافظْ کسی***گرچه شوقی بود جانْشان را بسی
  • مغزِ علم افزود، کم شد پوستش***ز‌آنکه عاشق را بسوزد دوستش
  • ز‌آنکه چون مغزش در‌آکند و رسید***پوست‌ها شد بس رقیق و وا کَفید
  • قِشرِ جوْز و فُستُق و بادام هم***مغزْ چون آکَندِشان، شد پوستْ کم
  • وصفِ مطلوبی چو ضدّ طالبی ست***وحی و برقِ نورْ سوزانِ نَبی‌ست
  • چون تجلّی کرد اوصافِ قدیم***پس بسوزد وصفِ حادِث را گلیم
  • رُبعِ قرآن هر که را محفوظ بود***«جَلَّ فینا» از صحابه می‌شنود
    1. . بیستم: بایستم.
    2. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: همین اندیش.