اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

78
  • توفیقِ میانِ این دو حدیث که: «اَلرِّضا بِالکُفرِ کُفرٌ» و حدیث دیگر که: «مَن لَم یَرْضَ بِقَضائی و لَمْ یَصبِر عَلیٰ بَلائی، فَلْیَطلُب رَبّاً سِوائی!»1

  • دی سؤالی کرد سائل مر مرا***ز‌آنکه عاشق بود او بر ماجرا
  • گفت: «نکته‌یْ ”اَلرِّضا بِالْکُفرِ کُفْر“***این پیمبر گفت و، گفتِ اوست مُهر
  • باز فرمود او که: ”اندر هر قضا***مر مسلمان را رضا باید، رضا“
  • نی قضای حق بوَد کفر و نفاق؟***گر بدین راضی شَوم، باشد شِقاق
  • ور نی‌اَم راضی، بوَد آن هم زیان***پس چه چاره باشدم اندر میان؟»
  • گفتمش: «این کفرْ مَقضی نی قضاست***هست آثارِ قضا این کفرْ را ست
  • پس قضا را -خواجه- از مَقضی بِدان***تا شِکالت دفع گردد در زمان2
  • راضی‌ام بر کفر؛ ز‌آن رو که قضاست***نی از آن رو که نزاع و خُبثِ ماست3
  • کفر از روی قضا خودْ کفر نیست***حق را کافر مخوان، اینجا مَایست
  • کفرْ جهل است و، قضای کفرْ علم***هر دو یک کی باشد آخر حِلم و خِلم؟!
  • زشتی خطْ زشتی نقّاش نیست***بلکه از وی زشت را بنْمودنی‌ست
  • قوّتِ نقّاش باشد آنکه او***هم تواند زشت‌کردن، هم نِکو
  • گر گشایم بحثِ این را من به ساز***تا سؤال و تا جواب آید دراز
  • ذوق نکته‌یْ عشق از من می‌رود***نقشِ خدمت نقشِ دیگر می‌شود»
    1. القضا و القدر (فخر رازی) ص 292؛ رسول خدا صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم فرمود: «الرضا بالکُفرِ کُفرٌ؛ خشنودی و رضایت نسبت به کفر دیگران، کفر است و در این مضمون روایات بسیار است از جمله در نهج‌البلاغه ص 499؛ «الراضی بِفِعلِ قَومٍ کَالداخلِ فیه معهم و علیٰ کلِّ داخل فی عملٍ إثمان، إثمُ العملِ به و إثمُ الرضا به؛ کسی که نسبت به عمل قومی راضی و خشنود باشد مانند کسی است که در آن کار با ایشان وارد شده است، و برای هر کس که مرتکب گناهی شود دو گناه است، یکی آن عملی است که انجام داده و دیگری گناه رضایت نسبت به آن عمل است
      جامع الأخبار (شعیری) ص 310؛ «قال اللٰهُ تعالى: يا داوود، قُل لِعِبادی: يا عِبادی مَن لَم يَرضَ بِقَضائی وَ لَم يَشكُرْ علىٰ نَعمائی و لم يَصبِر علىٰ بَلائی، فَليَطلُب رَبّاً سِوائی؛ خداوند به داوود علیه‌السلام فرمود: ای داوود، به بندگان من بگو: ای بندگان من! هر کس که به حکم و قضای من راضی نباشد و شکر نعمت مرا به‌جا نیاورد و بر بلای من صبر نمی‌کند، پس باید که پروردگاری غیر از من بجویَد!»
    2. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: تا شِکالت حل شود اندر جهان
    3. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: نزاع و کفرِ ماست.