
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
77چونکه دندانِ تو را کرم اوفتاد *** نیست دندان، برکَنش ای اوستاد تا که باقی تَن نگردد زار از او *** گرچه بود آنِ تو، شو بیزار از او گفت: «بیزارم ز غیرِ ذاتِ تو *** غیرْ نبوَد آنکه او شد ماتِ تو تو همیدانی که چونم با تو من *** بیست چندانم که با بارانْ چمن زنده از تو، شاد از تو عائِلی *** مُغتَذی، بیواسطه بیحائِلی متّصل نی، منفصل نی این کمال *** بلکه بیچون و چگونه زِ اعتِلال1 ماهیانیم و تو دریای حیات *** زندهایم از لطفت ای نیکو صِفات تو نگنجی در کنارِ فکرتی *** نی به مَعلولی قَرین؛ چون علّتی پیش از این طوفان و بعد از این مرا *** تو مخاطب بودهای در ماجرا با تو میگفتم نه با ایشان سخن *** ای سخنبخشِ نو و آنِ کُهَن نی که عاشق روز و شب گوید سخن *** گاه با أطلال و گاهی با دِمَن؟! روی با أطلال کرده ظاهرا *** او که را میگوید این مِدحَت، که را؟!2 شُکر، طوفان را کُنون بُگماشتی *** واسطهیْ أطلال را برداشتی زآنکه أطلالِ لَئیمِ بَد بُدند *** نی ندایی، نی صدایی میزدند من چنان أطلال خواهم در خطاب *** کز صَدا چون کوه واگوید جواب تا مُثَنّیٰ بشنوم من نامِ تو *** عاشقم بر نامِ جانآرامِ تو هر نَبی زآن دوست دارد کوه را *** تا مُثَنّیٰ بشنود نامِ تو را3 آن کُهِ پستِ مثالِ سنگلاخ *** موش را شاید، نه ما را در مُناخ من بگویم، او نگردد یارِ من *** بیصَدا مانَد دمِ گفتارِ من با زمینْ آن بِه که هموارش کُنی *** نیست همدم، با قَدم یارش کُنی»4 گفت: «ای نوح، اَر تو خواهی جمله را *** حَشر گردانم، برآرم از ثَریٰ بهرِ کَنعانی دلِ تو نشْکنم *** لیکَت از احوالِ او آگَه کُنم» گفت: «نی، نی، راضیام که تو مرا *** هم کُنی غَرقه اگر باید تو را هر زمانم غَرقه میکُن، من خوشم *** حکمِ تو جان است، چون جان میکِشم ننْگرم کس را و گر هم بنْگرم *** او بهانه باشد و تو مَنظَرم عاشقِ صُنعِ تواَم در شُکر و صبر *** عاشقِ مَصنوع کی باشم چو گَبر؟!» عاشقِ صُنعِ خدا با فَرّ بوَد *** عاشقِ مصنوعِ او کافِر بوَد 🔹 در میانِ این دو فرقی بس خَفی ست *** خود شناسد آنکه در رؤیت صَفی ست - . نسخۀ قونیه: ای کمال... و اعتِلال.
- . اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: روی در أطلال کرده دائما.
- . بریتانیا (الف): هر تَنی.
- . بریتانیا (الف): با ندم یارش.
