اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

70
  • تشبیه‌کردن قرآن مجید را به عصای موسیٰ علیه السّلام، و وفاتِ مصطفیٰ صلّی اللٰه علیه و آله را تشبیه نمودن به خواب موسیٰ علیه السّلام، و قاصدانِ تغییرِ قرآن را به آن دو ساحرْ‌بچّه که قصد بردنِ عصا کرده بودند چون حضرت موسیٰ علیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام را خفته یافتند

  • مصطفیٰ را وعده کرد اَلطافِ حق:***«گر بمیری تو، نمیرد این سَبَق
  • من کتاب و معجزه‌ت را حافظم***بیش و‌کم‌کن را ز قرآن رافِضم
  • من تو را اندر دو عالَم رافِعم***طاغیان را از حدیثت دافِعم
  • کس نتاند بیش و‌کم‌کردن در او***تو بِهْ از من حافظی دیگر مجو
  • رونقت را روز‌افزون می‌کُنم***نامِ تو بر زرّ و بر نقره زنم
  • منبر و محراب سازم بهرِ تو***در محبّتْ قهرِ من شد قهرِ تو
  • نامِ تو از ترس پنهان می‌کنند***چون نماز آرند، پنهان می‌شوند
  • 🔹 خُفیه می‌گویند نامت را کُنون***خُفیه هم بانگِ نماز ای ذوفُنون
  • از هراس و ترسِ کُفّارِ لَعین***دینْت پنهان می‌شود زیرِ زمین
  • من مِناره بر‌کُنم آفاق را***کور گردانم دو چشمِ عاق را
  • چاکرانت شهر‌ها گیرند و جاه***دینِ تو گیرد ز ماهی تا به ماه
  • تا قیامت باقی‌اش داریم ما***تو مَترس از نَسخِ دین ای مصطفیٰ
  • ای رسولِ ما، تو جادو نیستی***صادقی، هم‌خرقۀ موسی سْتی
  • هست قرآن مر تو را همچون عصا***کفر‌ها را در‌کِشد چون اژد‌ها
  • تو اگر در زیرِ خاکی خفته‌ای***چون عصایش دان تو آنچه گفته‌ای
  • 🔹 گرچه باشی خفته تو در زیرِ خاک***چون عصا آگه بوَد آن گفتِ پاک
  • قاصدان را بر عصایت دست نی***تو بخُسب ای شه، مبارک خُفتنی
  • تنْ بخفته، نورِ جان در آسمان***بهرِ پیکارِ تو زِه کرده کمان
  • فلسفیّ و آنچه پوزَش می‌کُند***قوسِ نورت تیر‌دوزش می‌کند»
  • آن‌چنان کرد و از آن افزون که گفت***او بخُفت و بخت و اقبالش نخُفت