اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

60
  • عالَم افسرده‌ست و نامِ او جماد***جامدْ افسرده بوَد ای اوستاد
  • باش تا خورشیدِ حَشْر آید عیان***تا ببینی جنبشِ جسمِ جهان
  • چون عصای موسی اینجا مار شد***عقل را از ساکنانْ إخبار شد
  • پارۀ خاکِ تو را چون زنده ساخت***خاک‌ها را جملگی باید شناخت
  • مرده زین سویند و ز‌آن سو زنده‌اند***خامش اینجا، وآن طرف گوینده‌اند
  • چون از آن سوشان فرستد سوی ما***آن عصا گردد سوی ما اژد‌ها
  • کوه‌ها هم‌لحنِ داوودی شود***جوهرِ آهن به کفْ مومی بوَد
  • بادْ حَمّالِ سلیمانی شود***بَحر با موسیٰ سخن‌دانی شود
  • ماه با احمدْ اشارت‌بین شود***نارْ ابراهیم را نسرین شود
  • خاکْ قارون را چو ماری در‌کشد***اُستُنِ حنّانه آید در رَشَد
  • سنگْ احمد را سلامی می‌کند***کوهْ یحیی را پیامی می‌کند
  • 🔹 جملۀ ذرّات عالَم در نهان***با تو می‌گویند روزان و شبان:
  • «ما سَمیعیم و بَصیریم و خوشیم***با شما نامحرمان ما خامُشیم»
  • چون شما سوی جَمادی می‌رَوید***مَحرمِ جانِ جَمادان کی شَوید؟!
  • از جمادی در جهانِ جان رَوید***غُلغلِ اجزای عالَم بشْنوید
  • فاشْ تسبیحِ جَمادات آیدت***وسوسه‌یْ تأویل‌ها نَرْبایدت
  • چون ندارد جانِ تو قندیل‌ها***بهرِ بینش کرده‌ای تأویل‌ها
  • 🔹 دَعوی دیدنْ خیالِ عار بود***بلکه مر بیننده را دیدار بود
  • که غرض تسبیحِ ظاهر کی بوَد؟!***دَعوی دیدنْ خیال و غَیّ بوَد
  • بلکه هر بیننده را دیدارِ آن***وقتِ عبرت می‌کند تسبیح‌خوان
  • پس چو از تسبیح یادت می‌دهد***آن دلالت همچو گفتن می‌شود
  • این بوَد تأویلِ اهلِ اِعتزال***وایِ آن‌کس که ندارد نورِ حال1
  • چون ز حسْ بیرون نیامد آدمی***باشد از تصویرِ غیبی اَعجَمیّ
  • ----------

    1. نسخۀ قونیه: وآنِ آن کس.