
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
مثنوی معنوی - دفتر سوم
5ترجمه دیباچه دفتر سوّم
بهنام الله که دارای رحمانیت عامّه و رَحیمیّت خاصّه است.
بهدرستی که حکمتها سپاهیان خداوندند بر روی زمین که بوسیلۀ آنها ارواح طالبان را قوّت میبخشد و دانششان را از شوائب جهل میپالاید و عدالتشان را از آمیختگی ظلم، و سخاوتشان را از ریا، و حلم و عقلشان را از کمخِردی صاف میگرداند، و بدانها [اسرار] آخرت را که از دریافت آن دور ماندهاند به فهم ایشان نزدیک میسازد و طاعت و بندگی را که بر ایشان دشوار جلوه میکند آسان میسازد.
حکمتها بَراهین واضح انبیا علیهمالسلام و دلایل آشکار آنان هستند که خبر میدهند از اسرار الهی و سلطنت (و ولایت) او که مخصوص عارفان است و آگاهی میدهند از گردانیدنِ خداوندْ فلک نورانی رحمانی و درخشنده را که حاکم است بر فلک کُرَوی که از دخان و دود میباشد، همانگونه که عقل بر صورت خاکی و حواس ظاهری و باطنی حاکم است. پس دَوَران آن فَلک روحانیِ نوری بر فلک دودی و نیز شهابهای درخشان آسمان و چراغهای تابندهاش و بادهای برانگیخته و زمینهای گسترده و آبهای جاریاش استیلا دارد.
خداوند بندگانش را از حکمت بهرهمند گردانَد و فهمشان را در آن بیفزاید. و جز این نیست که خواننده بهقَدر خِرد خویش میفهمد، و عبادتکننده بهاندازۀ قوّت درک خود عبادت میکند، و فتوادهنده بهاندازۀ نهایت ادراکش فتوا میدهد، همانگونه که صدقهدهنده بهاندازۀ توانش صدقه میدهد، و بذلکننده بهاندازۀ داراییاش میبخشد، و آنکه به او عطا میکنند بهاندازۀ معرفتش از آن بهره میبرد.
ولیکن [صِرف] اطلاع بر آب دریاها انسان را سیراب نمیکند و اين آگاهى، جویای آب در بیابان خشک را [از تشنگی نمیرهاند و] از طلب آب بازنمىدارد؛ بلکه با سعی و تلاش در جستن آب حیات برمیآید پيش از آنكه اشتغال به مَعاشْ او را از اين طلب راه زند، و [اشتغال به] فقر و حاجت [مادی] مانع حرکت او شود، و اغراض [دنیوی] ميان او و آنچه در طلبش مىشتابد حائل گردد.
