اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

41
  • ناگهان تمثالِ گرگِ هِشته‌ای***سر بر‌آورد از فرازِ پشته‌ای
  • تیر را بگشاد آن خواجه ز شَست***زد بر آن حیوان که تا افتاد پست
  • اندر افتادن ز حیوان باد جَست***روستایی های کرد و کوفت دست:
  • «ناجوانمردا، که خَرکُرّه‌یْ من است»***گفت: «نی این گرگِ چون اهریمن است
  • اندر او اَشکالِ گرگیّ ظاهر است***شکلِ او از گرگی او مُخبِر است»
  • گفت: «نی، بادی که جَست از فر‌جِ وی***می‌شناسم همچنان کآبی ز مِی
  • کُشته‌ای خَرکُرّه‌ام را در ریاض***که مبادت بَسْط هرگز ز انقباض»
  • گفت: «نیکوتر تفحُّص کن، شب است***شخص‌ها در شب ز ناظرْ مُحجَب است1
  • شب غلط بنْماید و مُبدَل بسی***دیدِ صائب شب ندارد هر کسی
  • هم شب و هم ابر و هم بارانِ ژرف***این سه تاریکی غلط آرَد شگرف»
  • گفت: «آن برِ من چو روزِ روشن است***می‌شناسم، بادِ خَرکُرّه‌یْ من است
  • در میانِ بیست باد آن باد را***می‌شناسم چون مسافر زاد را»
  • خواجه برجست و بیامد باشگفت***روستایی را گریبانش گرفت:2
  • «کَابلَهِ طَرّار، شیْد آورده‌ای؟!***بَنگ و اَفیون هر دو با هم خورده‌ای؟!
  • در سه تاریکی شناسی بادِ خر***چون ندانی مر مرا ای خیره‌سر؟!
  • آن‌که داند نیم‌شب گوساله را***چون نداند همرهی ده ساله را؟!»
  • ----------

  • خویشتن را عارف و والِه کُنی***خاک در چشمِ مروّت می‌زنی
  • که: «مرا از خویش هم آگاه نیست***در دلم گُنجای جز اَللٰه نیست
  • آنچه دی خوردم، از آنم یاد نیست***این دل از غیرِ تَحَیُّرْ شاد نیست
  • عاقل و مجنونِ حقّم، یاد آر***در چنین بی‌خویشی‌ام، معذور دار»
  • آن‌که مرداری خورَد یعنی نَبید***شرعْ او را سوی مَعذوران کشید
  • مست و بنگی را طلاق و بَیع نیست***همچو طفل است او، مُعاف و مُعتَقی‌ست3
  • مَستی‌ای کآید ز بوی شاهِ فرد***صد خُمِ مِی در سر و مغزْ آن نکرد
    1. . مُحجَب: مخفّف مُحَجَّب، در حجاب و پوشیده.
    2. نسخۀ قونیه: ناشگفت (بی‌درنگ).
    3. بریتانیا الف: معاف و متّقی‌ست.