
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
37عیبهای سگ بسی او میشمرد *** عیبدان از غیبدان بویی نبُرد گفت مجنون: «تو همه نقشیّ و تن *** اندر آ، بنْگر تو از چشمانِ من کاین طلسمِ بستۀ مولیٰ ست این *** پاسبانِ کوچۀ لیلیٰ ست این همّتش بین و دل و جان و شناخت *** کاو کجا بُگزید و مسکنگاه ساخت او سگِ فرّخ رُخِ کَهفِ من است *** بلکه او همدرد و هملَهفِ من است 🔹 آن سگی که گشت در کویش مُقیم *** خاکِ پایش به ز شیرانِ عظیم آن سگی که باشد اندر کوی او *** من به شیران کی دهم یک موی او؟! ای که شیران مر سگانش را غلام *** گفتنْ امکان نیست، خامُش، وَ السّلام» ----------
گر ز صورت بُگذرید ای دوستان *** جَنّت است و گلسِتان در گلسِتان صورتِ خود چون شکستی، سوختی *** صورتِ کلّ را شکست آموختی بعد از آن هر صورتی را بشکنی *** همچو حیدرْ بابِ خیبر برکَنی سُغبۀ صورت شد آن خواجهیْ سَلیم *** کاو به دِه میشد به گفتارِ سَقیم سوی دامِ آن تملّقْ شادمان *** همچو مرغی سوی دانهیْ امتحان 🔹 از کَرم دانست آن مرغِ حَریص *** دانه را با دام، لیکن شد مَحیص از کَرم دانست مرغْ آن دانه را *** غایتِ حرص است، نی جود و عطا مرغکان در طمْعِ دانه شادمان *** سوی آن تزویرْ پَرّان و دوان ----------
گر ز شادیْ خواجه آگاهت کنم *** ترسم -ای رهرو- که بیگاهت کنم مختصر کردم، چو آمد دِه پدید *** خود نبود آن دِه، دِهی دیگر گزید قُربِ ماهی دِه به دِه میتاختند *** زآنکه راهِ دِهْ نکو نشناختند ----------
هر که گیرد پیشهای بیاوستا *** ریشخندی شد به شهر و روستا هر که در ره بیقلاووزی روَد *** هر دو روزه راه، صد ساله شود هر که تازد سوی کعبه بیدلیل *** همچو این سرگشتگان گردد ذَلیل جز که نادر باشد اندر خافِقَین *** آدمی سر بر زند بیوالدَین مالْ او یابد که کسبی میکُند *** نادری باشد که بر گنجی زند
