
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
268سنگ بر آهن زدی، آتش نجَست *** این نباشد؛ ور بباشد، نادر است آنکه روزی نیستش بخت و نجات *** ننْگرد عقلش مگر در نادِرات: «کآن فلان کسْ کِشت کرد و برنداشت *** وآن صدف بُرد و صدفْ گوهر نداشت بَلعَمِ باعور و ابلیسِ لَعین *** سود نامَدْشان عبادتها و دین» صد هزاران انبیا و رهروان *** ناید اندر خاطرِ آن بدگمان این دو را گیرد که تاریکی دهد *** در دلش اِدبارْ جز این کِی نهَد؟! بس کسا که نان خورَد دلشادْ او *** مرگِ او گردد، بگیرد در گلو پس تو -ای اِدباررو- نان هم مخَور *** تا نیفتی همچو او در شور و شَر صد هزاران خَلقْ نانها میخورند *** زور مییابند و جان میپرورند تو بِدان نادرْ کجا افتادهای *** گر نه محرومیّ و ابلهزادهای؟! این جهانْ پُرآفتاب و نورِ ماه *** تو بهشته، سر فرو بُرده به چاه که: «اگر حقّ است کو آن روشنی؟!» *** سر ز چَه بردار و بنْگر ای دَنیّ! جمله عالَم، شرق و غرب، آن نور یافت *** تا تو در چاهی، نخواهد بر تو تافت چَه رها کن، رو به ایوان و کُروم *** کم ستیز اینجا، بِدان کَاللَّجُّ شوم1 هین مگو: «کاینَک فلانی کشت کرد *** در فلان سال و، ملخ کِشتَش بخَورد پس چرا کارم؟! که اینجا خوْف هست! *** پس چرا افشانم این گندم ز دست؟!» 🔹 هین مکُن اِستیزه، رو، رو کار کُن *** با توکُّل کِشت کن، بشْنو سخُن 🔹 هر که استیزه کُند، بر رو فِتد *** آنچنان کاو برنخیزد تا ابد وآنکه او نگذاشت کشت و کار را *** پُر کُنَد -کوریِّ تو- انبار را ----------
🔹 زین بیان بُگذر، زمانی باز ران *** جانبِ احوالِ آن عاشقجوان چون دری میکوفت او از سَلوَتی *** عاقبت دریافت روزی خلوتی2 جَست از بیمِ عَسَسْ او شب به باغ *** یارِ خود را یافت با شمع و چراغ گفت سازندهیْ سبب را آن نَفَس: *** «ای خدا، تو رحمتی کن بر عَسَس3 ناشناسا تو سببها کردهای *** از درِ دوزخْ بهشتم بُردهای بهرِ آن کردی سببْ این کار را *** تا ندارم خوارْ منْ یک خار را» ----------
- . کُروم: ج کَرم، باغستانهای انگور. اللَّجّ: لجاجت.
- . سَلوَتی: خرسندی و آرامش خاطر.
- . عسس: پاسبان.
