اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

265
  • پس چه باشد عشق؟ دریای عدم***در‌شکسته عقل را آنجا قَدَم
  • بندگیّ و سلطنت معلوم شد***زین دو پرده عاشقی مَکتوم شد
  • کاشکی هستی زبانی داشتی***تا ز هَستان پرده‌‌ها برداشتی
  • هر‌چه گویی: «ای دَمِ هستی» از آن***پردۀ دیگر بر او بستی، بِدان
  • آفتِ ادراکِ آن، قال است و حال***خون به خون شستن مُحال است و مُحال
  • من چو با سوداییانش مَحرمم***روز و شب اندر قفس در‌می‌دمم
  • سخت مست و بی‌خود و آشفته‌ای***دوش -ای جان- بر چه پهلو خفته‌ای؟
  • هان و هان هُش دار، بر‌ناری دَمی***اولاّ بَر‌جَه، طلب کن مَحرَمی1
  • عاشق و مستیّ و بُگشاده زبان؟!***اَللَه اَللَه، اُشتُری بر نردبان؟!2
  • چون ز راز و نازِ او گوید زبان***«یا جَمیلَ السَّتْرْ» خوانَد آسْمان3
  • سَتْرِ چه؟ در پشم و پنبه آذر است***تو همی‌پوشی‌ش، او پیداتر است4
  • چون بکوشم تا سِرش پنهان کنم***سر بر‌آرَد چون عَلَم: «کاینَک منم»
  • رَغمِ اَنفَم گیردم او هر دو گوش:***«کِای مُدَمَّغ، چونْش می‌پوشی؟! بپوش!»
  • گویمش: «رو! گرچه بر‌جوشیده‌ای***همچو جانْ پیدایی و پوشیده‌ای»
  • گوید او: «محبوسِ خُنْب است این تنم***چون مِیْ اندر بَزمْ خُنبَک می‌زنم»5
  • گویمش: «ز‌آن پیش که گردی گِرو***تا نیاید آفتِ مَستی، برو»
  • گوید: «از جامِ لطیف‌آشامْ من***یارِ روزم تا نمازِ شامْ من
  • چون بیاید شام و دزدد جامِ من***گویمش: ”وا دِه؛ که نامَد شامِ من“»
  • ز‌آن، عرب بنْهاد نامِ مِیْ «مُدام»***ز‌آنکه سیری نیست مِی‌ْخور را مدام
  • عشق جوشد بادۀ تحقیق را***او بوَد ساقی نهانْ صِدّیق را
  • چون بجویی تو به توفیقِ حَسَن***باده آبِ جان بوَد، اِبریقْ تن
  • چون بیفزاید مِیِ توفیق را***قوّت مِیْ بشْکند اِبریق را
    1. . بر‌ناری دَمی: که دمی بر‌نیاری و سخنی نگویی.
    2. نسخۀ قونیه: بر ناودان.
    3. . یا جَمیلَ السَّتر: ای آن‌که به زیبایی پرده بر اسرار می‌افکنی.
    4. کلاله و تفسیر بحرالعلوم: او رسواتر است.
    5. . خُنبَک زدن: تنبَک زدن و اظهار شادی و مستی کردن.