اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

262
  • نواختنِ معشوقْ عاشقِ بی‌هوش را تا به هوش آید

  • 🔹 باز‌گردم جانبِ صدرِ جهان***در نوازشْ عاشقِ خود را نهان
  • می‌کِشید از بی‌هشیّ‌اش در بیان***اندک اندک از کَرَم صدرِ جهان
  • 🔹 برگرفتش، سر نهاد اندر کنار***بر رُخَش می‌کرد اشکِ ترْ نِثار
  • بانگ زد در گوشِ او شَه: «کِای گدا***زرْ نثار آوردمت، دامنْ گُشا!
  • جانِ تو کَاندر فِراقم می‌طپید***چون‌که زِنهارش رسیدم، چون رمید؟!
  • ای بِدیده در فراقم گرم و سرد***با خود آ از بی‌خودیّ و باز‌گرد!»
  • ----------

  • مرغِ خانه اُشتُری را بی‌خِرَد***رسمِ مهمانَش به خانه می‌بَرد
  • چون به خانه‌یْ مرغْ اُشتُرْ پا نهاد***خانه ویران گشت و سقف اندر‌فِتاد
  • خانۀ مرغ است عقل و هوشِ ما***هوشِ صالحْ طالبِ ناقه‌یْ خدا
  • ناقه چون سر کرد در آب و گِلش***نی گِل آنجا ماند، نی جان و دلش
  • کرد فضلِ عشقْ انسان را فَضول***زین فُزون‌جویی ظَلوم است و جَهول1
  • جاهل است او، اندر این مشکلْ‌شکار***می‌کِشد خرگوشْ شیری در کنار
  • کی کنار‌اَندر کشیدی شیر را***گر بدانستیّ و دیدی شیر را؟!
  • ظالم است او بر خود و بر جانِ خَود***ظلمْ بین کز عدل‌ها گو می‌بَرد!
  • جهلِ او مر علم‌ها را اوستاد***ظلمِ او مر عدل‌ها را شد رَشاد
  • ----------

  • دستِ او بگْرفت: «کاین رفته دَمش»***آنگهی آید که: «من دَمْ بَخشمش
  • چون به من زنده شود این مُرده‌تن***جانِ من باشد که روی آرَد به من2
  • من کُنم او را از این جانْ مُحتَشَم***جان که من بخشم، ببیند بَخشِشم
  • جانِ نامحرم نبیند روی دوست***جز همان جان کَاصلِ او از کوی اوست
  • در دَمم قصّاب‌وار این دوست را***تا هِلَد آن مغزِ نَغزش پوست را»
  • ----------

    1. سوره الأحزاب آیه 72؛ «ما امانت (و سرّ خود) را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم و همگی از تحمّل آن امتناع نمودند و از آن ترسیدند ولیکن انسان آن را پذیرفت، به‌درستی که انسان [نسبت به این امانت و ادای آن] بسیار ظالم و جاهل است!»
      فَضول: زیاده‌گو و کسی که به امور زیادی و غیرضروری می‌پردازد.
    2. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: این مرده‌تن.