
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
254آن خورَد حلوا که روزیش است باز *** آن نه کَانگشتانِ او باشد دراز نَجمِ ثاقِب گشته حارس، دیوْ ران *** که: «بهِل دزدی! زِ احمد سِرْ سِتان!» ای دو دیده سوی دکّان از پگاه *** هین به مسجد رو، بجو رزق از إلٰه جوابِ رسولْ علیه السّلام ضمیرِ آن اسیران را
پس رسولْ آن گفتشان را فهم کرد *** گفت: «آن خنده نبودم از نبرد مردهاند ایشان و پوسیدهیْ فَنا *** مردهکشتن نیست مَردی پیشِ ما خود کیاند ایشان؟! که مَه گردد شکاف *** چونکه من پا بفْشُرَم اندر مَصاف آنگهی کآزاد بودید و مَکین *** من شما را بسته میدیدم چنین ای بنازیده به مُلک و خانمان *** نزدِ عاقل اُشتُری بر نردبان1 نقشِ تن را تا فِتاد از بامْ طشت *** پیشِ چشمم ”کُلُّ آتٍ“ آتْ گشت2 بنْگرم در غوره، مِی بینم عَیان *** بنْگرم در نیست، شَی بینم عَیان بنْگرم سرّ، عالَمی بینم نهان *** آدم و حوّا نَرُسته از جهان من شما را وقتِ ذَرّاتِ ألَست *** دیدهام پابسته و مَنکوس و پست3 از حُدوثِ آسمانِ بیعُمُد *** آنچه دانسته بُدَم، افزون نشد4 من شما را سرنگون میدیدهام *** پیش از آن کز آب و گِل بالیدهام نو ندیدم تا کنم شادی بِدان! *** این همیدیدم در آن اِقبالِتان بستۀ قهرِ خَفیّ، آنگه چه قهر! *** قند میخوردید و در وی دَرجْ زهر اینچنین قندی پر از زهر ار عَدو *** خوش بنوشد، چِت حسد آید بر او؟! با نشاطْ آن زهر میکردید نوش *** مرگتان خُفیه گرفته هر دو گوش من نمیکردم غَزا از بهر آن *** تا ظَفَر یابم، فراگیرم جهان - . نسخۀ قونیه: مُلک و خاندان... اشتری بر ناودان.
- . نهجالبلاغه ص 149؛ امیرالمؤمنین علیه السلام: «کلُّ متوقّعٍ آتٍ و کلُّ آتٍ قریبٌ دان؛ هر امری که توقع آن میرود (مرگ) خواهد آمد و هر امری که میآید نزدیک است!»
وقتی نقش تن [نزد من] بیارزش گشت و چون طشتی که از بالای بام فرو ریزد حقیقتش برای من فاش شد، هر امر واقعشوندهای نزد من مکشوف گشت.
فتاد از بام طشت: رسوا گشت، فاش گشتن. - . ألَست: عالَم ألَست، عالم ذَرّ (که قبل از این عالم تمام موجودات حضور داشتهاند و خداوند در آن عالم از همگان إقرار بر ربوبیّت خویش گرفته است.)
- . بیعُمُد: بیستون.
