اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

253
  • نیست را چه جای بالای است و زیر***نیست را نی زود و نه دور و نه دیر
  • کارگاهِ صُنعِ حق در نیستی‌ست***غَرّۀ هستی، چه دانی نیست چیست‌؟!»
  • [بازگشت به حکایت تبسّم پیغمبر علیه‌السلام بر اسیران]

  • حاصل، این اِشکستِ ایشان -ای کیا-***می‌نمانَد هیچ با اِشکستِ ما1
  • آن‌چنان شادند در ذُلّ و تَلَف***همچو ما در وقتِ اقبال و شرف
  • برگِ بی‌برگی همه إقطاعِ اوست***فقر و خواری افتخار است و عُلو‌ست2
  • آن یکی گفت: «ار چنان است آن فرید***چون بخندید او که ما را بسته دید؟!
  • چون‌که او مُبدَل شدَه‌ست و شادی‌اش***نیست زین زندانْ کُنون آزادی‌اش
  • پس به قهرِ دشمنان چون شاد شد؟!***چون ازین فتح و ظَفَرْ پُرباد شد؟!
  • شاد شد جانش که بر شیرانِ نر***یافت آسان نُصرَت و فَتح و ظَفَر
  • پس بدانستیم کاو آزاد نیست***جز به دنیا دل‌خوش و دل‌شاد نیست
  • ور نه، چون خندد؟! که اهلِ آن جهان***بر بَد و نیکند مُشفِق، مهربان!»
  • آگاه شدنِ پیغمبر بر طعنِ طاعِنان و شِماتتِ او

  • این بمنگیدند در زیرِ زبان***آن اسیران با هم اندر بحثِ آن:3
  • «تا موکَّل نشْنود، در ما جَهَد***خودْ سخن در گوشِ آن سلطان نهد!»
  • گرچه نشْنید آن موکَّلْ این سخُن***رفت در گوشی که بُد آن مِن لَدُن
  • ----------

  • بوی پیراهانِ یوسف را ندید***آن‌که حافظ بود و، یعقوبش شنید
  • آن شیاطین بر عِنانِ آسمان***نشْنوند آن سرِّ لوحِ غیب‌دان
  • آن محمّد خفته و تکیه زده***آمده سِر گِردِ او گَردان شده
    1. . می‌نماند: شبیه نیست.
    2. . أقطاع: قطعه‌زمین‌ها (ممالک) که از طرفِ سلطان به افراد إعطا می‌شد. إقطاع: مملکت‌بخشیِ سلطان.
    3. . بمنگیدند: زمزمه کردند.