
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
250عاقلانَش بندگانِ بَندیاند *** عاشقانَش شِکّریّ و قندیاند ﴿اِئتیا کَرهاً﴾ مهارِ عاقلان *** «اِئتیا طَوعاً» بهارِ بیدلان1 نظرکردن پیغمبر علیه السّلام به اسیران و تبسّمکردن، و گفتنِ این حدیث که: «عَجِبتُ مِن قومٍ یُجَرّونَ إلَی الْجَنَةِ بِالسَّلاسِل»2
دید پیغمبرْ یکی جوقِ اسیر *** که همیبُردند و ایشان در نَفیر دیدِشان در بندْ آن آگاهشیر *** می نظرکردند در وی زیرزیر تا همیخایید هر یک از غضب *** بر رسولِ صِدقْ دندانها و لب زهره نی با آن غضب که دم زنند *** زآنکه در زنجیرِ قهرِ دَهمَنَند میکِشدْشان مر موکَّل سوی شهر *** میبَرد از کافرِستانْشان به قهر نی فِدایی میستاند، نی زَری *** نی شفاعت میرسد از سروری رحمتِ عالَم همیگویند و او *** عالَمی را میبُرَد حلق و گلو با هزار انکار میرفتند راه *** زیرِ لب طعنهزنان بر کارِ شاه «چارهها کردیم و اینجا چاره نیست *** خود دلِ این مردْ کم از خاره نیست ما هزاران مردِ کارْ اَلباَرسلان *** با دو سه عریانِ سستِ نیمجان اینچنین درماندهایم، از کجرَویست؟ *** یا ز اخترهاست یا خود جادویست؟ بختِ ما را بردَرید آن بختِ او *** تختِ ما شد سرنگون از تختِ او کارِ او از جادویی گر گشت زَفت *** جادویی کردیم ما هم، چون نرفت؟!» - . اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: مهارِ بیدلان.
سوره فُصّلت آیه 11. (و نیز مراجعه شود به سوره الرعد آیه 15)
اِئتیا کَرهاً: بدون میل بیایید. اِئتیا طَوعاً: با میل و رغبت بیایید.
اِئتیا کَرهاً...: آنان که فقط با نیروی عقل جلو میآیند باید آنان را بهزور و بدون میل به راه طاعت آورد (زیرا عاشق نیستند) ولی عاشقان و بیدلان با تمام میل و رغبت در کوی عشق دوست و راه طاعتش حرکت میکنند. - . مسند احمد ج 36 ص 539؛ روزی رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم به ناگاه خندید، از حضرت سببش را پرسیدند، فرمود: قَومٌ يُساقونَ إلَى الْجَنَّةِ مُقَرَّنِينَ فِي السَّلَاسِلِ؛ خنده و تعجب من از گروهی است که با غل و زنجیر بهسوی بهشت سوق داده میشوند.»
- . اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: مهارِ بیدلان.
