اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

240
  • 🔹 خود بدیدید -ای خَسانِ طعنه‌زن-***که شما بودید افسانه‌یْ زَمَن
  • تا بدیدید ای که طعنه می‌زدید***که شما فانیّ و افسانه بُدید
  • من کلامِ حقّم و قائم به ذات***قوتِ جانِ جان و یاقوتِ زَکات
  • نورِ خورشیدم، فِتاده بر شما***لیک از خورشید ناگشته جدا
  • نَک منم یَنبوعِ آن آبِ حیات***تا رهانم عاشقان را از مَمات
  • گر چنان گَندْ آزِتان ننْگیختی***جرعه‌ای بر کوزه‌تان حق ریختی»1
  • نی، بگیرم گفت و پندِ آن حکیم***دل نگردانم ز هر قوْلی سَقیم
  • 🔹 تا بیابد دردِ من از او دوا***فارغ آیم من ز هر طعنی جدا
  • مَثَل زدن در رَمیدنِ کرّۀ اسب از خوردن آب

  • آن‌که فرمودَه‌ست او اندر خطاب:***«کرّه و مادر همی‌خوردند آب2
  • می‌شَخولیدند هر‌دم آن نفر***بهرِ اسبان که: ”هَلا، زین آبْ خَور!“3
  • آن شَخولیدن به کرّه می‌رسید***سر همی‌برداشت وز خود می‌رمید4
  • مادرش پرسید: ”ای کرّه، چرا***می‌رَمی هر ساعتی زین اِستِقا؟“
  • گفت کرّه: ”می‌شَخولند آن گروه***ز اتّفاقِ بانگشان دارم شِکوه5
  • بس دلم می‌لرزد، از جا می‌رود***ز اّتفاقِ نعره خوْفم می‌رسد“
  • گفت مادر: ”تا جهان بوده‌ست، این***کار‌افزایان بُدند اندر زمین
  • هین، تو کارِ خویش کن ای ارجمند***زود، کایشان ریشِ خود بر‌می‌کَنند“»
  • ----------

  • وقتْ تنگ و می‌رود آبِ فراخ***پیش از آن کز هِجر گردی شاخ‌شاخ
  • شُهره کاریزی‌ست پرآبِ حیات***آبْ کِش؛ تا بر‌دمد از تو نبات
  • آبِ خِضر از جویِ نُطقِ اولیا***می‌خوریم، ای تشنۀ غافل بیا
  • گر نبینی آب، کورانه به فن***سوی جو آور سَبو، در آبْ زن
    1. نسخۀ قونیه: بر گورتان حق ریختی.
    2. . اشاره به بیت سنایی غزنوی در دیوان اوست:
      «آن كره‌اى به مادر خود گفت چون كه ما***آبى همى‌خوريم، صفيرى همى‌زنند
      مادر به كره گفت: ”برو، بى‌هُده مگوى***تو كارِ خويش كن كه همه ريش مى‌كُنند»
    3. . شِخولیدن: سوت زدن.
    4. نسخۀ قونیه: وز خور می‌رمید.
    5. . شِکوه: بیم و هراس.