اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

230
  • گفتْ پیغمبر که: «جادَ فی السَّلَف***بِالْعَطیَّة مَن تَیَقَّن بِالْخَلَف»1
  • هر که بیند مر عطا را صد عِوض***زود در بازد عطا را زین غرض
  • جمله در بازار از آن گشتند بند***تا چو سود افتاد، مالِ خود دهند
  • زر در انبان‌ها نشسته منتظِر***تا که سود آید، به بَذل آید مُصِرّ
  • چون ببیند کاله‌ای در رِبحْ بیش***سرد گردد عشقش از کالای خویش
  • گَرم ز‌آن ماندَه‌ست با آن، کاو ندید***کاله‌های خویش را رِبح و مَزید
  • همچنین علم و هنر‌ها و حِرَف***چون ندید افزون از آن‌ها در شَرف2
  • تا بِه از جان نیست، جان باشد عزیز***چون بِه‌آمد، نامِ جان شد چیزِ لیز3
  • لُعبَتِ مرده بوَد جانْ طفل را***تا نگشت او در بزرگی طفل‌زا
  • این تصوّر وین تخیُّل، لُعبَت است***تا تو طفلی، پس بِدانَت حاجت است
  • چون ز طفلی رَست جان، شد در وِصال***فارغ از حسّ است و تصویر و خیال
  • نیست مَحرم تا بگویم بی‌نفاق***تن زدم، وَ اللٰهُ أعلَمْ بِالْوِفاق4
  • مال و تن بَرفند، ریزانِ فَنا***حقْ خریدارش که ﴿اَللٰهَ اشْتَریٰ﴾5
  • برف‌ها ز‌آن از ثَمَن أولیٰ‌ستت***که تو در شَکّی، یقینی نیستت
  • وین عجب ظَنّی‌ست در تو ای مَهین***که نمی‌پرّد به بُستانِ یقین
  • هر گمانْ تشنه‌یْ یقین است ای پسر***می‌زند اندر تَزایُد بال و پر
  • چون رسد در علمْ پسْ پَرْ پا شود***مر یقین را علمِ او پویا شود
  • ز‌آنکه هست اندر طریقِ مُفتَتَن***علمْ کمتر از یقین و فوقِ ظنّ
  • علمْ جویای یقین باشد، بِدان!***وآن یقین جویای دیدَه ست و عَیان
  • اندر ﴿ألْهیٰکُم﴾ بخوان این را کُنون***از پسِ ﴿کَلّا﴾ پسِ ﴿لَو‌تَعْلَمون﴾6
  • می‌کِشد دانش به بینش ای علیم***گر یقین بودی، بِدیدَندی جَحیم
  • دیدْ زائد از یقین، بی‌اِمتِهال***آن‌چنان کز ظنّ همی‌زاید خیال
    1. الکافی ج 4 ص 2؛ رسول خدا صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم فرمود: «مَن صدّقَ بالخَلَف جادَ بالعَطیّة؛ هر کس که به جایگزین (برای دادۀ خویش) باور داشته باشد در عطاکردن سخاوتمند می‌شود
    2. نسخۀ قونیه: چون بدید. 
    3. . چیز لیز: مال اندک و بی‌ارزش.
    4. . تَن زدم: خاموش شدم و سکوت اختیار کردم. وَ اللٰهُ أعلَمْ بِالْوِفاق: و خداوند به دل‌های موافق آگاه‌تر است.
    5. سوره التوبه آیه 111؛ «به‌درستی که خداوند جان و مال مؤمنان را به بهای بهشت از ایشان خریده است... .»
    6. سوره التکاثر؛ «فزون‌طلبی شما را مشغول ساخته است، تا آن زمانی‌که به دیدار قبرها رفتید. این‌چنین نیست! به‌زودی خواهید دانست! باز هم چنین نیست! به زودی خواهید دانست! این‌چنین نیست! اگر بطور یقینی می‌دانستید هرآینه آتش دوزخ را می‌دیدید و سپس بلکه با عین الیقین (و مشاهدۀ حضوری) دوزخ را می دیدید! آن‌گاه در آن روز از شما دربارۀ نعمت‌ها پرسش خواهند نمود!»