
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
229چون تو بسیاران بِلافیده ز بخت *** ریشِ خود برکَنده یکیک لختلخت هین برو، کوتاه کن این قیل و قال *** خویش و ما را در مَیفکن در وَبال» جواب گفتنِ مهمان ایشان را، و مَثَل آوردن به دفعِ حارِسِ کِشت به بانگِ دف از کِشت، اُشتُری را که کوسِ مَحمودیّ بر پشتِ او زدندی
گفت: «یاران، من از آن غولان نیام *** که ز لا حَوْلی ضعیف آید پیام کودکی کاو حارِسِ کِشتی بُدی *** طَبلَکی در دفعِ مرغان میزدی تا رَمیدی مرغ از آن طَبلَک ز کَشت *** کِشت از مرغانْ سلامت میگذشت چونکه سلطانْ شاهْ محمودِ کریم *** بر گذر زد آن طرفْ خیمهیْ عظیم با سپاهی همچو اِستارهیْ اَثیر *** انبُه و فیروز و صَفدر، مُلکگیر اُشتُری بُد کاو بُدی حَمّالِ کوس *** بُختیای بُد پیشرو همچون خروس1 بانگِ کوس و طبل بر وی روز و شب *** میزدندی در رُجوع و در طلب اندر آن مَزرَع درآمد آن شتر *** کودکْ آن طَبلَک بِزد در حفظِ بُرّ2 عاقلی گفتا: ”مَزن طَبلَک که او *** بُختیِ طبل است و با آنْش است خو پیش او چِه بْود تَبوراکِ تو طفل؟! *** که کِشد او طبلِ سلطان بیست کِفل“ عاشقم من، کُشتۀ قربانِ لا *** جانِ من نوبَتگَهِ طبلِ بَلا خودْ تَبوراک است این تهدیدها *** پیشِ آنچه دیده است این دیدها ای حریفان، من از آنها نیستم *** کز خیالاتی در این ره بیستم من چو اسماعیلیانم بیحَذَر *** بل چو اسماعیلْ آزادم ز سَر فارغم از طُمطُراق و از ریا *** «قُلْ تَعالَوْا»؛ گفت جانم را: ”بیا!“»3 ----------
- . بُختی: شتر تنومند.
- . بُرّ: گندم.
- . سوره آل عمران آیه 64؛ «(ای پیامبر ما) بگو: ای اهلکتاب، بیایید بهسوی حقیقتی که میان ما و شما مشترک است که جز خدای را پرستش نکنیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم و و بعضی از ما بعض دیگر را اربابانی به جای خدا نگیریم!... .»
