اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

227
  • تا بخوردیم آن دمِ تو و‌آمدیم***تو به تون رفتیّ و ما هیزم شدیم»
  • چون‌که حارث با سُراقه گفتْ این***از عِتابش خشمگین شد آن لَعین
  • دستِ خود خَشمین ز دست او کشید***چون ز گفتِ اوش دردِ دل رسید
  • سینه‌اش را کوفتْ شیطان و گریخت***خونِ آن بی‌چارگان ز‌آن مکر ریخت
  • چون‌که ویران کرد چندین عالَم او***پس بگفت: ﴿إنّی بَری‌ءٌ مِنکُمُ﴾1
  • کوفتْ اندر سینه و انداختش***پس گریزان شد، چو هیبت تاختش
  • ----------

  • نفْس و شیطان هر دو یک تن بوده‌اند***در دو صورت خویش را بنْموده‌اند
  • چون فرشته و عقلْ کایشان یک بُدَند***بهرِ حکمت‌هاش دو صورت شدند
  • دشمنی داری چنین در سرِّ خویش***مانعِ عقل است و خَصمِ جان و کیش
  • یک نفَس حمله کُند چون سوسمار***پس به سوراخی گریزد در فرار
  • در دلِ او سوراخ‌ها دارد کُنون***سر ز هر سوراخ می‌آرَد برون
  • نامِ پنهان‌گشتنِ دیو از نُفوس***وَ اندر آن سوراخ رفتنْ شد خُنوس
  • که خُنوسش چون خُنوسِ قُنفُذ است***چون سرِ قُنفُذ وِرا آمد شُد است2
  • که خدا آن دیو را خَنّاس خوانْد***که سرِ آن خارپُشتک را بمانْد
  • می نهان گردد سرِ آن خارپشت***دم به ‌دم از بیمِ صیّادِ درشت
  • تا چو فرصت یافت، سر آرَد برون***زین‌چنین مکری شود مارَش زَبون
  • گر نه نفس از اندرون راهت زدی***رهزنان را بر تو دستی کی بُدی؟!
  • ز‌آن عَوانِ مُقتَضی که شهوت است***دلْ اسیرِ حرص و آز و آفت است
  • ز‌آن عَوانِ سِرّ شدی دزد و تباه***تا عَوانان را به قهرِ توست راه
  • در خبر بشنو تو این پندِ نکو***«بَینَ جَنبَیْکُم لَکُم أعْدیٰ عَدو»3
  • طُمطُراقِ این عَدو مشنو، گریز***کاو چو ابلیس است در لَجّ و ستیز
  • بر تو او از بهر این دنیای سرد***آن عذابِ سرمدی را سَهل کرد
  • چه عجب گر مرگ را آسان کُند***او ز سِحرِ خویش صد چندان کُند
    1. سوره الأنفال آیه 48.
    2. . آمد شد: رفت و آمد.
    3. احیاء العلوم ج 3 ص 8؛ رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «أعدیٰ عدوِّک نفسُک التی بینَ جَنبَیک؛ دشمن‌ترین دشمنان تو نفْس توست که در سنیه داری!»