
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
225گفت: «او را کی زدم ای جان و دوست؟! *** من بر آن دیوی زدم کاو اندر اوست» مادر ار گوید تو را: «مرگِ تو باد» *** مرگِ آن خو خواهد و مرگِ فساد آن گروهی کز ادب بُگریختند *** آبِ مردی و آبِ مردان ریختند عاذِلانْشان از وَغا وا رانْدند *** تا چنین هیز و مُخَنَّث مانْدند لاف و غِرّهیْ ژاژخا را کم شنو *** با چنینها در صفِ هَیجا مرو زآنکه «زادوکُم خَبالاً» گفتْ حق *** کز رفیقِ سُست برگردان ورق1 که گر ایشان با شما همره شوند *** غازیانْ بیمغزْ همچون کَه شوند خویشتن را با شما همصف کنند *** پس گریزند و دلِ صف بشْکنند پس سپاهی اندکی بیاین نفر *** بِهکه با اهلِ نفاق آید حَشَر هست بادامِ کمِ خوشبیخته *** بِهز بسیارِ به تلخْ آمیخته تلخ و شیرین گر به صورت یک شیاند *** نقض از آن افتاد که همدل نیاند2 گَبرْ ترساندل بوَد؛ کاو از گمان *** میزیَد در شک ز حالِ آن جهان میرود در ره، نداند منزلی *** گامْ ترسان مینهد أعمیٰدلی چون نداند رهْ مسافر، چونْ روَد؟! *** با تردّدها و دلْ پُرخونْ روَد هر که گوید: «های، این سو راه نیست» *** او کُنَد از بیمْ آنجا وَقف و ایست ور بداند ره، دلِ پُرهوشِ او *** کی روَد هر های و هو در گوشِ او؟! پس مشو همراهِ این اُشتُرْدِلان *** زآنکه وقتِ ضیق و بیمَند آفِلان پس گریزند و تو را تنها هِلَند *** گرچه اندر لافْ سِحرِ بابِلند تو ز رَعنایان مجو -هین- کارزار *** تو ز طاووسان مجو صید و شکار طبعْ طاووس است و وسواست کُند *** دم زند تا از مَقامت برکَند - . سوره التوبه آیه 47؛ «اگر این منافقان با شما (برای جنگ) بیرون آیند جز شرّ و فساد میان شما نمیافزایند... .»
- . نسخۀ قونیه: (ژغژغ: صدای به هم خوردن گردو و بادام و امثال آن)
تلخ و شیرین در ژَغاژغ یک شیاند *** نقص از آن افتاد که همدل نیاند.
