
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
222عشقِ جالینوس بر این حیاتِ دنیا بود که در همین عالم به کار آید، و هنری نورزید که در آن بازار به کار آید و از عَوام ممتاز باشد1
آنچنانکه گفت جالینوسِ راد *** از هوای این جهان و از مراد: «راضیم کز من بمانَد نیمجان *** که ز کونِ اَستَری بینم جهان» ----------
گربه میبیند به گِردِ خود قطار *** مرغش آیِس گشته بودَهست از مَطار2 یا عدم دیدَهست غیرِ این جهان *** در عدم نادیده او حَشرِ نهان چون جنینْ کِش میکِشد بیرونْ کَرَم *** میگریزد او سپس سوی شکم لطفْ رویش سوی مصدر میکُند *** او مَقَرّ در پشتِ مادر میکُند که: «اگر بیرون نَهم زین شهرْ گام *** ای عجب دیگر نبینم این مُقام یا دَری بودی در این شهرِ وَخِم *** تا نظاره کردمی اندر رَحِم یا چو چشمِ سوزنی راهم بُدی *** که ز بیرونْ آن رَحِم دیده شدی» این جنین هم غافل است از عالَمی *** همچو جالینوس، او نامَحرمی او نداند کآن رطوباتی که هست *** آن مدد از عالمِ بیرونی اَست آنچنانکه چار عنصر در جهان *** صد مدد دارد ز شهرِ لامَکان آب و دانه در قفس گر یافتَهست *** آن ز باغ و عرصهای در یافتهست جانهای انبیا بینند باغ *** زین قفس، در وقتِ نَقلان و فَراغ پس ز جالینوس و عالَم فارغند *** همچو ماه اندر فلکها بازغند ور ز جالینوسْ این قولْ اِفتِریست *** پس جوابم بهرِ جالینوس نیست این جوابِ آنکس آمد کاین بگفت *** که نبودهَ ستَش دلی با نورْ جفت مرغِ جانش موش شد سوراخجو *** چون شنید از گربگان او: «عَرِّجوا»3 زآن سبب جانش وطنْ دید و قرار *** اندر اینسوراخِ دنیا موشوار هم در این سوراخْ بنّایی گرفت *** در خورِ سوراخْ دانایی گرفت پیشههایی که مر او را در مَزید *** اندر اینسوراخ کار آید، گُزید زآنکه دل برکَنْد از بیرون شدن *** بسته شد راهِ رهیدن از بدن - . بریتانیا (الف): یا قاهره(الف): آنجا خود را به عوام یکسان میبیند ﴿وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ﴾؛ امیری او نمیماند.
- . مرغش: جانش. مَطار: پرواز.
- . عَرِّجوا: بالا بروید (برای گرفتن مرغان).
