
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
219رسیدنِ آن عاشق به معشوقِ خویش چون دست از جان بشُست
🔹 با رُخِ چون زعفران، وَ اشکِ روان *** رفت آن بیدل سویِ صدرِ جهان 🔹 هم کَفن، هم تیغ اندر دستِ او *** چونکه بود آن عاشق و سرمستِ او جمله خَلقانْ منتظر، سر در هوا *** کیش بسوزد یا برآویزد وِرا؟ این زمان، این احمقِ یکلَخت را *** آن نماید که زمانْ بدبخت را1 همچو پروانه شرَر را نور دید *** احمقانه درفِتاد، از جان بُرید لیک شمعِ عشقْ چون آن شمع نیست *** روشن اندر روشن اندر روشنیست او به عکسِ شمعهای آتشیست *** مینماید آتش و، جمله خوشیست حکایتِ آن مسجد که مهمانکُش بود و آن عاشق
یک حکایت گوش کن ای نیکپی *** مسجدی بُد بر کنارِ شهرِ ری هیچکس در وی نخُفتی شب ز بیم *** که نه فرزندش شدی آن شبْ یتیم هر که در وی بیخبر چون کور رفت *** صبحدم چون اختران در گور رفت2 خویشتن را نیک از این آگاه کن *** صبح آمد، خواب را کوتاه کن هر کسی گفتی که: «پرْیانند تُند *** اندر آن، مهمانکُشان با تیغِ کُند» وآن دگر گفتی که: «سِحر است و طلسم *** که رَصَد بستَهست بهرِ جانِ و جسم» آن دگر گفتی که: «بر نِهنقشِ فاش *** بر درش: ”کِای میهمان، اینجا مباش شب مخُسب اینجا اگر جان بایدت *** ور نه مرگ اینجا کمین بُگشایدَت“» وآن دگر گفتا که: «شب قفلی نهید *** غافلی کآید، شما کم رَه دهید»3 - . یکلَخت: شخص ساده که همیشه یکسان عمل کند.
- . نسخۀ قونیه: بس که اندر وی غریبِ عور رفت.
- . اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: که قفلی درنهید.
