
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
214جوابِ مردِ عاشقْ عاذِلان و نصیحتکنندگان را
گفت: «ای ناصح، خَمُش کُن، چند پند؟! *** پند کم دِه؛ زآنکه بس سخت است بند سختتر شد بندِ من از پندِ تو *** عشق را نشناخت دانشمندِ تو آن طرف که عشق میافزود درد *** بوحَنیفه و شافعی درسی نکرد تو مکُن تهدیدم از کشتن که من *** تشنۀ زارم به خونِ خویشتن» عاشقان را هر زمانی مردنیست *** مردنِ عُشّاقْ خودْ یک نوع نیست او دو صد جان دارد از نورِ هُدیٰ *** وآن دو صد را میکند هردمْ فِدیٰ هر یکی جان را سِتانَد دَه بَها *** از نُبی خوان: «عَشْرَةُ أمثالِها»1 گر بریزد خونِ منْ آن دوسترو *** پایکوبان جان براَفشانم بر او آزمودم، مرگِ من در زندگیست *** چون رهم زین زندگی پایندگیست اُقْتُلونی اُقْتُلونی یا ثِقات *** إنَّ فی قَتْلی حَیاتاً فی حَیات2 یا مُنیرَ الْخَدِّ یا رَوحَ البَقا *** اِجتَذِبروحی و جُد لی بِاللِّقا3 لی حَبیبُ حُبُّهُ یَشوی الْحَشا *** لَو یَشا یَمشی عَلی عَینی، مَشیٰ4 پارسی گو گرچه تازی خوشتر است *** عشق را خودْ صد زبانِ دیگر است بویِ آن دلبر چو پَرّان میشود *** این زبانها جمله حیران میشود بس کنم، دلبر در آمد در خطاب *** گوش کن، وَ اللَهُ أعلَمْ بِالصَّواب5 چونکه عاشق توبه کرد، اکنون بترس *** کاو چو عَیّاران کُند بر دارْ درس گرچه آن عاشق بخارا میرود *** نی به درس و نی به اُستا میرود عاشقان را شد مُدَرِّسْ حُسنِ دوست *** دفتر و درس و سَبَقْشانْ روی اوست خامُشند و نعرۀ تکرارشان *** میرود تا عرش و تختِ یارِشان درسشان آشوب و چرخ و ولوله *** نی زیادات است و بابِ سلسله سلسلهیْ این قومْ جعدِ مُشکبار *** مسئلهیْ دوْر است، امّا دوْرِ یار6 - . سوره الأنعام آیه 160؛ «هر کس کار نیک بیاورد ده برابر آن برای او (جزایش) خواهد بود... .»
- . ای یاران عزیز و مورد وثوق من، بیایید مرا بکُشید، مرا بکشید! بهدرستی که در مرگ من زندگی در زندگی است.
- . اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: اِجتذِب قلبی.
ای رخشندهرُخسار و ای جانِ جاودانی! روح مرا بهسوی خود برگیر و دیدار (خویش) را بر من ارزانی کن! - . مرا محبوبی است که عشق او جگر را کباب میکند، و اگر بخواهد بر چشم من راه برود، راه میرود (و تمام وجودم در اختیار اوست).
- . وَ اللَهُ أعلَمْ بِالصَّواب: و خداوند به درستی آگاهتر است.
- . مسئلۀ دور است: آنچه از دور و تسلسل در اصطلاح اهل منطق و حکمت است.
