
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
213منعکردنِ دوستانْ او را از رجوعکردن به بخارا
گفت او را ناصحی: «کِای بیخبر *** عاقبت اندیش، اگر داری هنر درنِگَر پس را به عقل و پیش را *** همچو پروانه مسوزان خویش را چون بخارا میروی؟! دیوانهای *** لایق زنجیر و زندانخانهای او ز تو آهن همیخایَد به خشم *** او همیجویَد تو را با بیست چشم میکند او تیز از بهر تو کارد *** او سگِ قَحط است و تو انبانِ آرد چون رهیدیّ و خدایت راه داد *** سوی زندان میروی، چونت فِتاد؟! بر تو گر دَه گون موکَّل آمدی *** عقل بایستی کز ایشان گُم زدی1 چون موکَّل نیست بر تو هیچکس *** از چه بسته گشت بر تو پیش و پس؟!» ----------
عشقِ پنهان کرده بود او را اسیر *** آن موکَّل را نمیدید آن نَذیر هر موکَّل را موکَّل مُختَفیست *** ور نه او در بندِ سگطبعی ز چیست؟!2 خشمِ شاهِ عشق بر جانش نشست *** بر عَوانیّ و سیهروییش بست3 میزند آن را که: «هین، این را بزن!» *** زآن عَوانانِ نهانْ افغانِ من هر که بینی، در زیانی میرود *** گرچه تنها، با عَوانی میرود گر از او واقف بُدی، افغان زدی *** پیشِ آن سلطانِ سلطانان شدی ریختی بر سر بهپیشِ شاهْ خاک *** تا امان دیدی ز دیوِ سَهمناک میر دیدی خویش را ای کم زِ مور *** زآن ندیدی آن موکَّل را، تو کور غَرّه گشتی زین دروغین پَرّ و بال *** پَرّ و بالی کاو کِشد سوی وَبال پَر سبُک دارد، رهِ بالا کُند *** چون گلآلو شد، گرانیها کُند 🔹 جَهد کن، پَر را گِلآلوده مکُن *** لیک گوشَت کر شد و پندم کهُن - . اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: کم زدی.
گُمزدی: پنهان شوی. موکَّل: گماشته، مأمور. - . هر موکَّل را موکَّل مُختَفیست: بر هر گماشتهای گماشتۀ دیگری است که آن مخفی است. سگ طَبعی: خوی بدِ درّندگی و خشونت.
- . عوان: مأمور، گماشته. عوانی: گماشته بودن.
- . اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: کم زدی.
