
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
212آزمودم صد هزاران بارْ بیش *** بیتو شیرین مینبینم کارِ خویش غَنِّ لی یا مُنیَتی لَحْنَ النُّشور *** اُبرُکی یا ناقَتی، تَمَّ السُّرور1 اِبلَعی یا أرضُ دَمعی، قَد کَفیٰ *** اِشرِبی یا نَفْسُ وِرْداً قَد صَفا2 عُدتَ -یا عیدی- اِلَینا، مَرحَبا! *** نِعْمَ ما رَوَّحتَ یا ریحَ الصَّبا!“»3 گفت: «ای یاران، روان گشتم، وداع *** سویِ آن صَدری که میر است و مُطاع دم به دم در سوزْ بریان میشوم *** هرچه بادا باد، آنجا میروم گرچه دلْ چون سنگِ خارا میکند *** جانِ من عزمِ بخارا میکند مسکنِ یار است و شهرِ شاهِ من *** پیشِ عاشق این بوَد ”حُبُّ الْوَطَن“»4 پرسیدنِ معشوقی از عاشق که: «از شهرها کدام بهتر است؟»
گفت معشوقی به عاشق: «کِای فَتیٰ *** تو به غُربت دیدهای بس شهرها پس کدامین شهر از آنها خوشتر است؟» *** گفت: «آن شهری که در وی دلبر است هر کجا باشد شَهِ ما را بِساط *** هست صحرا گر بوَد سَمُّ الْخیاط5 هر کجا یوسفرُخی باشد چو ماه *** جَنَّت است آن، گرچه باشد قعرِ چاه» ----------
🔹 با تو دوزخْ جَنَّت است ای جانفزا *** با تو زندانْ گلشن است ای دلربا 🔹 شد جهنّم با تو رضوانِ نَعیم *** بیتو شد ریحان و گلْ نارِ جَحیم 🔹 هر کجا تو با منی، من خوشدلم *** ور بوَد در قعرِ گوری منزلم 🔹 خوشتر از هر دو جهان آنجا بوَد *** که مرا با تو سر و سودا بوَد 🔹 بس دراز است این سخن، وز انتظار *** عاشقِ صدرِ جهان شد اشکبار - . ای آرزوی دل من، برای من آواز برانگیختن (برای وصال حق) را بِسُرا. ای شتر (و ای مرکب عُمر من) بر زمین بنشین که (به سرمنزل مقصود رسیدیم و) نهایت شادی فرا رسیده است.
- . ای زمین، اشکهای مرا فرو بَر که (آه و نالۀ من) به سر آمد. و این دل اکنون از آبشخواری صاف و پاک (وصال بیپایان و بیهجران) بنوش!
- . ای عید من، بهسوی من بازگشتی، خوشآمدی! و ای باد صبا (که پیام محبوب را میآوری)، چه نسیم خوشی بر ما آوردی (و ما را مسرور ساختی)!
- . شكوى الغريب عن الأوطان إلى علماء البلدان رساله 5 صفحه 48، سفینة البحار ج 8 ص 525، تفسیر ابنعربی ج 2 ص 329؛ رسول اکرم صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم فرمود: «حُبُّ الْوَطَنِ من الإیمان؛ عشق به وطن (و منزل حقیقی) از ایمان است.»
- . صحرا: (جای وسیع). سَمُّ الْخیاط: سوراخ سوزن (جای تنگ).
