اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

21
  • از خجالت باز گفت او خواجه را:***«چند وعده، چند بفْریبی مرا؟!»
  • گفت خواجه: «جسم و جانم وصل‌جوست***لیک هر تحویل اندر حکمِ هو ست
  • آدمی چون کشتی‌ست و بادْبان***تا کی آرد باد را آن باد ران!»
  • باز سوگندان بِدادش: «کِای کریم!***گیرْ فرزندان، بیا بنْگر نَعیم!»
  • دستِ او بگْرفت سه کَرَّت به عهد:***«کَاللَه اَللَه زو بیا، بنْمای جَهد!»1
  • بعدِ ده سال و به هر سالی چنین***لابه‌‌ها و وعده‌های شِکَّرین
  • کودکانِ خواجه گفتند: «ای پدر!***ماه و ابر و سایه هم دارد سفر
  • حقّ‌ها بر وی تو ثابت کرده‌ای***رنج‌ها در کارِ او بس بُرده‌ای
  • او همی‌خواهد که بعضی حقِّ آن***وا گزارَد چون شوی تو میهمان
  • بس وصیّت کرد ما را او نهان***که کشیدش سوی ده لابه‌کنان»
  • گفت: «حق است این، ولی -ای سیبَوَیه-***اِتَّقِ مِن شَرِّ مَن أحسَنْتْ‌إلَیه!2
  • دوستی تُخمِ دَمِ آخِر بوَد***ترسم از وحشت که آن فاسد شود»
  • ----------

  • صحبتی باشد چو شمشیرِ قَطوع***همچو دِی در بوستان و در زُروع
  • صحبتی باشد چو فصلِ نوبهار***زو عمارت‌ها و دخلِ بی‌شمار
  • حَزمْ آن باشد که ظنِّ بَد بَری***تا گریزیّ و شَوی از بَد بَریّ
  • ”حَزمْ سوءُ الظَّنِّ“ گفتَه‌ست آن رسول***هر قدم را دام می‌دان ای فُضول3
  • روی صحرا هست هموار و فَراخ***هر قدمْ دامی ست، کم رو اوستاخ4
  • آن بُزِ کوهی دوَد که: ”دامْ کو؟!“***چون بتازد، دامش افتد در گلو
  • آن که می‌گفتی که: ”کو؟!“، اینک ببین***دشت می‌دیدی، نمی‌دیدی کمین
  • بی‌کمین و دام و صیّاد -ای عَیار-***دنبه کی باشد میانِ کشتزار؟!
  • آن که گستاخ آمدند اندر زمین***استخوان و کَلّه‌هاشان را ببین
  • چون به گورستان رَوی -ای مرتَضیٰ-***استخوان‌ها را بپرس از ما مَضیٰ
  • تا به ظاهرْ بینی آن مستانِ کور***چون فرو رفتند در چاهِ غُرور؟!
  • چشم اگر داری تو کورانه مَیا***ور نداری چشم، دست آور عصا
    1. . زو: زود.
    2. . اِتَّقِ مِن شَرِّ مَن أحسَنتَ إلَیه: برحذر باش از شرّ آن‌کس که به او خوبی نمودی.
    3. . قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم: «الحزم سوء الظن؛ احتیاط و دوراندیشی در بدگمانی است!»
    4. . اوستاخ: گستاخ و بی‌پروا.