اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

208
  • جمله ادراکات را آرام نی***وقتِ میدان است، وقتِ جام نی
  • آن یکی وهمی چو بادی می‌پرد***وآن یکی چون تیغْ مِغفَر می‌درد1
  • وآن دگر چون کشتیِ با بادبان***وآن دگر اندر تَراجُع هر زمان2
  • چون شکاری می‌نمایدْشان ز دور***جمله حمله می‌نمایند آن طُیور
  • چون‌که ناپیدا شود، حیران شوند***همچو جغدان سوی هر ویران شوند
  • منتظر، چشمی به هم، یک چشم باز***تا که پیدا گردد آن صیدِ نیاز3
  • چون بمانَد دیر، گویند از ملال:***«صید بود آن خودْ -عجب- یا بُد خیال؟»
  • مصلحت آن است تا یک ساعتی***قوّتی گیرند و زور از راحتی
  • گر نبودی شب همه خَلقان ز آز***خویشتن را سوختندی زِ اهْتِزاز
  • از هوس وز حرصِ سود اندوختن***هر کسی دادی بدن را سوختن
  • شب پدید آید چو گنجِ رحمتی***تا رهند از حرصِ خودْ یک ساعتی
  • چون‌که قبضی آیدت ای راهرو***آن صلاحِ توست، آیِس‌دل مشو4
  • ز‌آنکه در خَرجی از آن بَسط و گشاد***خرج را دَخلی بباید زِ اعْتِداد
  • گر هَماره فصلِ تابستان بُدی***سوزشِ خورشید در بُستان زدی
  • مَنبَتش را سوختی از بیخ و بن***که دگر تازه نگشتی آن کُهُن
  • گر تُرُش‌روی است آن دی، مُشفِق است***صیْف خندان است، امّا مُحرِق است
  • چون‌که قبض آمد، تو در وی بَسط بین***تازه باش و چین مَیفکن در جَبین
  • کودکان خندان و دانایان تُرُش***غمْ جگر را باشد و شادی ز شُش
  • چشمِ کودک همچو خر در آخور است***چشمِ عاقل در حسابِ آخِر است
  • او در آخورْ چرب می‌بیند علف***وین ز قصّابْ آخِرش بیند تلف
  • آن علفْ تلخ است کآن قصّاب داد***بهرِ لَحمِ ما تَرازویی نهاد
  • رو ز حکمت خور علف؛ کآن را خدا***بی‌غرض دادَه‌ست از محضِ عطا5
  • فهمِ نان کردی نه حکمت ای رهی***چون‌که حق گفتت: ﴿کُلوا مِن رِزقِهِ﴾6
  • رزقِ حکمت بِه‌بوَد در مرتبت***کآن گَلوگیرت نگردد عاقبت
    1. . مِغفَر: کلاه‌خود.
    2. . تراجُع: عقب‌گرد، پس‌رفت.
    3. نسخۀ قونیه: صیدِ بناز.
    4. نسخۀ قونیه: آتش‌دل مشو.
    5. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: بی‌عِوض دادَه‌ست و از محضِ عطا.
    6. سوره المُلک آیه 15.
      ﴿كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ﴾: از روزی او بخورید.