اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

205
  • همچو فرزندانِ خود دانندِشان***مُنکِران با صد دلیل و صد نشان
  • لیک از رَشک و حسد پنهان کنند***خویشتن را بر «ندانم» می‌زنند
  • پس چو «یَعرِف»‌گفت، چون جای دگر***گفت «لا یَعرِفْهُمُ غَیری»؟ فَذَر!1
  • «إنَّهُم تَحتَ قَبابی کامِنون»***جز که یزدانْشان نداند ز آزمون2
  • هم به نسبتْ گیر این مَفتوح را***که بدانیّ و ندانی نوح را
  • 🔹 زین نَسَق بسیار آمد در خبر***کاین به نسبت باشد -ای جان- معتبر
  • مسئلۀ فَنا و بقای درویشِ کامل

  • گفت قائل: «در جهانْ درویش نیست***ور بوَد درویش، آن درویش نیست
  • هست از رویِ بقای ذاتِ او***نیست‌گشته وصفِ او در وصفِ هو
  • چون زبانه‌یْ شمعْ پیشِ آفتاب***نیست باشد، هست باشد در حساب
  • هست باشد ذاتِ او تا تو اگر***بر نَهی پنبه، بسوزد ز‌آن شرر
  • نیست باشد، روشنی ندْهد تو را***کرده باشد آفتاب او را فَنا
  • در دو صد منْ شَهدْ یک وُقیه ز خَلّ***چون در‌افکندیّ و در وی گشت حَلّ3
  • نیست باشد طعمِ خَلّ چون می‌چشی***هست آن وُقیه فزون چون می‌کِشی
  • پیش شیری آهویی بی‌هوش شد***هستی‌اش در هستِ او روپوش شد
  • این قیاسِ ناقصان بر کارِ رَبّ***جوششِ عشق است، نَز‌ترکِ ادب
  • نبضِ عاشقْ بی‌ادب بر‌می‌جهد***خویش را در کَفّۀ شَه می‌نهد
  • بی‌ادب‌تر نیست زو کس در جهان***با ادب‌تر نیست زو کس در نهان
  • هم به نسبت دان وِفاق ای مُنتَخَب***این دو ضدِّ باادب با بی‌ادب
  • بی‌ادب باشد چو ظاهر بنْگری***که بوَد دعویِّ عشقش یکسری
  • چون به باطن بنْگری، دَعوی کجاست؟!***او و دَعوی پیشِ آن سلطانْ فَناست
  • ماتَ زیدٌ، زید اگر فاعل بوَد***لیک فاعل نیست؛ کاو عاطِل بوَد
  • او ز رویِ لفظِ نَحوی فاعل است***ور نه او مَقتول و موتش قاتل است4
  • فاعلی چه؟! کاو چنان مقهور شد***فاعلی‌ها جمله از وی دور شد
    1. کشف المحجوب ص 70؛ پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود که خداوند متعال می‌فرماید: «اولیایی تحت قِبابی لایَعرفهم غیری؛ اولیای من در زیر قبّه‌های من هستند و کسی غیر از من آنان را نمی‌شناسد.»
      یَعرِف: او را می‌شناسند. لا یَعرِفُهُم غَیری: غیر من کسی آن پیامبران را نمی‌شناسد.
    2. . إنَّهُم تَحتَ قَبابی کامِنون: اولیای من در زیر قبّه‌ها پنهانند.
    3. . وُقیه: واحد وزن معادل هفت مثقال. خَلّ: سرکه.
    4. نسخۀ قونیه: ور نه او مفعول.