اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

203
  • دشمن ار گیری، به حدِّ خویش گیر***تا بوَد ممکن که گردانی اسیر
  • قطره با قُلزُم چو استیزه کند***ابله است او، ریشِ خود بر‌می‌کَند
  • حیلتِ او از سِبالش نگْذرد***چنبره‌یْ حجره‌یْ قَمَر چون بر‌درَد؟!
  • با عَدوِّ آفتابْ این بُد عِتاب***ای عَدوِّ آفتابِ آفتاب!
  • ای عَدوِّ آفتابی کز فَرَش***می‌بلرزد آفتاب و اخترش
  • تو عَدوِّ او نِه‌ای، خَصمِ خودی***چه غمْ آتش را که تو هیزم شدی؟!
  • ای عجب، از سوزشت او کم شود؟!***یا ز درد و سوزشت پر‌غم شود؟!1
  • رحمتش نی رحمتِ آدم بوَد***که مزاجِ رحمِ آدمْ غم بوَد
  • رحمتِ مخلوق باشد غصّه‌ناک***رحمتِ حق از غم و غصَّه‌‌ست پاک
  • رحمتِ بی‌چون چنین دان ای پسر***ناید اندر وهم از وی جز اثر
  • ظاهر است آثارِ میوه‌یْ رحمتش***لیک که داند جز او ماهیّتش؟!
  • فرق میانِ دانستنِ چیزی به مثال و تقلید و دانستنِ ماهیّت آن چیز به تحقیق

  • هیچ ماهیّاتِ اوصافِ کمال***کس نداند جز به آثار و مثال
  • طفلْ ماهیّت نداند طَمْث را***جز که گویی: «هست چون حلوا تو را»
  • 🔹 طفل را نبْوَد ز وَطیِ زنْ خبر***جز که گویی: «هست آن خوشْ چون شکر»
  • کی بوَد ماهیّتِ ذوْقِ جِماع***مثلِ ماهیّاتِ حلوا ای مُطاع‌؟!
  • لیک نسبت کرد از رویِ خوشی***با تو آن عاقل که تو کودک‌وَشی
  • تا بداند کودک آن را از مثال***گر نداند ماهیَت یا عینِ حال2
  • پس اگر گویی: «بدانم»، دور نیست***ور بگویی که: «ندانم»، زور نیست
  • گر کسی گوید که: «دانی نوح را***آن رسولِ حقّ و نورِ روح را؟!»
  • گر بگویی: «چون ندانم؟! کآن قمَر***هست از خورشید و مَهْ مشهورتر
  • کودکانِ خُرد در کُتّاب‌ها***وآن امامانْ جمله در محراب‌ها
  • نامِ او خوانند در قرآنْ صَریح***قصّه‌اش گویند از ماضی فَصیح»
  • راستگو داند تو را از روی وصف***گرچه ماهیّت نشد از نوحْ کشف
  • ور بگویی: «من چه دانم نوح را؟!***همچو اویی داند او را ای فَتیٰ!
  • مورِ لَنگم من، چه دانم فیل را؟!***پشّه‌ای کی داند اسرافیل را؟!»
    1. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: یا ز درد و غصّه‌ات دَر‌هَم شود؟!
    2. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: گر نداند ماهیَت را عینِ حال.