اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

198
  • حکمتِ ویران شدنِ این بدن به‌سبب مرگ

  • «کرد ویران تا کند معمورتر***قومم انبُه بود و، خانه مختصر1
  • من چو آدم بودم اوّل، حَبْسِ کَرْب***پُر شد اکنون نسلِ جانم شرق و غرب
  • من گدا بودم در این خانه‌یْ چو چاه***شاه گشتم، قصر باید بهرِ شاه
  • قصر‌ها خودْ مر شَهان را مَأنَس است***مرده را خانه و مکانْ گوری بس است
  • انبیا را تنگ آمد این جهان***چون شهان رفتند اندر لا مَکان
  • مردگان را این جهان بنْمود فَرّ***ظاهرش زَفت و به معنا تنگ‌تر
  • گر نبودی تنگ، این افغان ز چیست؟!***چون دو تا شد هر که روزی بیشْ زیست؟!2
  • در زمانِ خواب چون آزاد شد***ز‌آن مکان -بنگر که- جانْ چون شاد شد؟!
  • ظالم از ظلمِ طبیعت باز رَست***مردِ زندانی ز فکرِ حَبْس جَست3
  • این زمین و آسمانِ بس فَراخ***سخت تنگ آمد به هنگامِ مُناخ
  • چشم بند آمد، فَراخ و سخت تنگ***خندۀ او گریه، فَخْرش جمله ننگ4
  • تشبیه دنیا که به ظاهر فَراخ است و به معنا تنگ، و تشبیه خواب را به موْت که خلاص از تنگی‌ است

  • همچو گرمابه که تَفسیده بوَد***تنگ آیی، جانْت بَخسیده شود5
  • گرچه گرمابه عَریض است و طَویل***ز‌آن تَبِشْ تنگ آیدت جان و کَلیل6
  • تا بُرون نایی، بنَگْشاید دلت***پس چه سود اندر فَراخی منزلت؟!
  • یا که کفشِ تنگ پوشی ای غَویّ***در بیابانِ فراخی می‌روی
  • آن فراخیِّ بیابان تنگ گشت***بر تو زندان آمد آن صحرا و دشت
  • هر که دید او مر تو را از دور، گفت***که: «در آن صحرا چو لاله‌ برشکفت»
  • او نداند که تو همچون ظالِمان***از برون در گلشنی، جان در فَغان
    1. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: قومْ اَنبُه بود.
    2. . دو تا: کمرش خم شد.
    3. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: روح از ظلمِ طبیعت.
      طبیعت: طبع و خو.
    4. قونیه: جسمْ بند آمد.
    5. . تَفسیده: گرم‌شده و گداخته. بَخسیده: رنجور و خسته.
    6. . تَبِش: حرارت، تابش. کَلیل: خسته.