
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
195خشمِ تو تخمِ سَعیرِ دوزخ است *** هین بکُش این دوزخت را؛ کاین فَخ است کُشتنِ این نار نبْوَد جز به نور *** نورُکْأطْفأْ نارَنا، نَحنُ الشَّکور1 گر تو بینوری کنی حِلمی، به دست *** آتشت زندَهست و در خاکستر است آن، تکلّف باشد و روپوشْ هین *** نار را نکْشد به غیرِ نورِ دین تا نبینی نورِ دین، ایمن مباش *** کآتشِ پنهان شود یک روز فاش نورْ آبی دان و هم بر آبْ چَفْس *** چونکه داری آب، از آتش مترس آب آتش را کُشد؛ کآتش به خو *** میبسوزد نسل و فرزندانِ او سوی آن مرغابیان رو روزِ چند *** تا تو را در آبِ حیوانی کِشند مرغِ خاکی، مرغِ آبی همتنند *** لیک ضِدّانند و آب و روغنند هر یکی مر اصلِ خود را بندهاند *** احتیاطی کن، به هم مانندهاند2 همچنانکه وسوسه و وحیِ ألَست *** هر دو معقولند، لیکن فرق هست هر دو دَلاّلانِ بازارِ ضمیر *** رختها را میستایند ای امیر3 گر تو صَرّافِ دلی، فکرت شناس *** فرق کن سِرِّ دو فکرِ چون نَخاس4 ور ندانی این دو فکرت از گمان *** «لا خِلابَة» گوی و مشتاب و مَران5 🔹 تا نمانَد در تفکّرْ جانِ تو *** غَبْن ناید بر تو و بر خانِ تو حیلۀ دفعِ مَغبون شدن در بیْع و شِریٰ
آن یکی یاری پیمبر را بگفت *** که: «منم در بَیْعها با غَبْنْ جفت مکرِ هر کس کاو فروشد یا خَرَد *** همچو سِحر است و ز راهم میبَرد» گفت: «در بَیْعی که ترسی از غِرار *** شرط کن سه روزْ خود را اختیار که تأنّی هست از رحمٰنْ یقین *** هست تَعجیلت ز شیطانِ لَعین»6 ----------
- . نورُکْأطْفأْ...: نور تو آتش (جهل) ما را خاموش ساخت و ما بسیار شکرگذاریم.
- . اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: هر یکی بر اصلِ خود رانندهاند.
- . اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: میستانند.
- . اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: فکرت چون نَخاس.
نخّاس: فروشنده. - . صحیح بخاری ج 4 ص 42؛ عَن عَبدِاللهِ بنِ عُمَرَ أنَّ رَجُلًا ذَکَرَ لِلنَّبیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ سَلَّمَ، أنَّهُ یُخدَعُ فی البُیوعِ، فَقالَ: إذا بایَعتَ، فَقُل لا خِلابَةَ؛ مردی به پیغمبر عرض کرد که در خرید و فروشها به من کلک میزنند، حضرت فرمود: در موقع خرید و فروش بگو: فریبی در کار نباشد!
لا خِلابَة: فریبی در کار نیست. - . اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: از یزدان.
