اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

194
  • یار شد یا مار شد آن آبِ تو***ز‌آن عصا چون است این اعجابِ تو؟!
  • هیچ مانَد آبْ آن فرزند را؟!***هیچ مانَد نیشکر مر قند را؟!
  • چون سُجودی یا رُکوعی مردْ کِشت***شد در آن عالمْ سجودِ او بهشت
  • چون‌که پَرّید از دهانش حمدِ حق***مرغِ جَنّت ساختش ربُّ الْفَلَق1
  • حمد و تسبیحت نمانَد مرغ را***گرچه نطفه‌یْ مرغْ باد است و هوا2
  • چون ز دستت رُست ایثار و زَکات***کِشتْ این دستْ آن طرفْ نخل و نبات
  • آبِ صبرت آبِ جوی خُلد شد***جوی شیرِ خُلد، مهرِ توست و وُدّ
  • ذوقِ طاعت گشت جویِ اَنگبین***مستی و شوقِ تو، جویِ خَمْر بین
  • این سبب‌ها آن اثر‌ها را نمانْد***کس نداند چونْش جای آن نشانْد
  • این سبب‌ها چون به فرمانِ تو بود***چار جو هم مر تو را فرمان نمود
  • هر طرف خواهی، روانش می‌کنی***آن صفت چون بُد، چنانش می‌کُنی
  • چون منیِّ تو که در فرمانِ توست***نسلِ آن در امرِ تو آیند چُست3
  • می‌دود در امرِ تو فرزندِ تو***که: «منم جزوت که کردیَّ‌اش گرو»
  • آن صفت در امرِ تو بود این جهان***هم در امرِ توست آن جو‌ها روان
  • آن درختان مر تو را فرمان بَرند***کآن درختان از صفاتت با بَرَند
  • چون به امر توست اینجا این صفات***پس در امرِ توست آنجا آن جَزات
  • چون ز دستت زخم بر مظلوم رُست***آن درختی گشت، از آن زَقّوم رُست
  • چون ز خشمْ آتش تو در دل‌ها زدی***مایۀ نارِ جهنّم آمدی
  • آتشت اینجا چو آدم‌سوز بود***آنچه از وی زاد، مَردافروز بود
  • آتشِ تو قصدِ مردم می‌کند***نار کز وی زاد، بر مردم زند
  • آن سخن‌های چو مار و کژدُمت***مار و کژدُم گشت و می‌گیرد دُمَت
  • اولیا را داشتی در انتظار***انتظارِ رستخیزت گشت یار4
  • وعدۀ فردا و پس‌فردای تو***انتظارِ حَشرت آمد، وای تو
  • منتظر مانی در آن روزِ دراز***در حساب و آفتابِ جان‌گداز
  • کآسمان را منتظر می‌داشتی***تخمِ «فردا رَه رَوَم» می‌کاشتی
    1. . رَبّ الفَلَق: پروردگار آفرینش.
    2. . نمانَد: شبیه نیست. نطفۀ مرغ...: اساس پرندۀ ذکر و تسبیح تو همین هوایی است که با آن سخن می‌گویی.
    3. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: نسلِ تو.
    4. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: گشت مار.