اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

189
  • وین سلامِ باقیان بر بویِ آن***من همی‌نوشم به دلْ خوش‌تر ز جان
  • ز‌آن سلامِ او سلامِ حق شدَه‌ست***کآتش اندر دود‌مانِ خود زدَه‌ست
  • مرده است از خود، شده زنده به رَبّ***ز‌آن بوَد اسرارِ حقّش در دو لب
  • مردنِ تن در ریاضت زندگی‌ست***رنجِ این تنْ روح را پایندگی‌ست
  • دویدنِ آن شخص به‌سوی موسیٰ علیه السّلام به زینهار چون خبرِ مرگِ خود بشنید

  • گوش بنْهاده بُد آن مردِ خَبیث***می‌شنود او از خروسش این حدیث
  • چون شنید اینها، دوان شد تیز و تَفت***بر درِ موسیٰ کَلیمُ اللَه رفت
  • رو همی‌مالید بر خاکْ او ز بیم***که: «مرا فریاد رَس زین، ای کَلیم»
  • گفت: «رو بفروش خود را و بِرَه***چون‌که اُستا گشته‌ای، بَر‌جَه ز چَه
  • بر مسلمانانْ زیانْ اندازْ تو***کیسه و هَمیان‌ها را کن دو تو
  • من درونِ خِشت دیدم این قضا***که در آیینه عَیان شد مر تو را»
  • عاقلْ اوّل بیند آخِر را به دل***اندر آخِر بیند از دانشْ مُقِلّ
  • باز زاری کرد: «کِای نیکوخِصال***مر مرا در سر مزن، در رو مَمال
  • از من آن آمد؛ که بودم ناسزا***ناسزایم را تو دِهْ حُسنُ الْجَزا»
  • گفت: «تیری جَست از شَست ای پسر***نیست سنّت کآید او واپس دگر
  • لیک در‌خواهم ز نیکو داوری***تا که ایمانْ آن زمان با خود بَری
  • چون‌که ایمان بُرده باشی، زنده‌ای***چون‌که با ایمان رَوی، پاینده‌ای»
  • هم در آن دمْ حال بر خواجه بگشت***تا دلش شورید و آوردند طشت
  • شورشِ مرگ است نه هیضه‌یْ طعام***قی چه سودت دارد ای بدبختِ خام؟!
  • چار کس بردند تا سوی وُثاق***ساق می‌مالید او بر پشتِ ساق
  • پندِ موسیٰ نشْنوی، شوخی کُنی***خویشتن بر تیغِ پولادی زنی
  • شرم ناید تیغ را از جانِ تو***آنِ توست این ای برادر، آنِ تو