اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

184
  • گفت موسیٰ: «رو، گذر کن زین هوس***کاین خطر دارد بسی در پیش و پس
  • عبرت و بیداری از یزدان طلب***نَز کتاب و از مقال و حرف و لب»
  • گرم‌تر شد مرد ز‌آن مَنعش که کرد***گرم‌تر گردد همی از منعْ مرد
  • گفت: «ای موسیٰ، چو نورِ تو بتافت***هر که چیزی یافت، از تو چیز یافت1
  • مر مرا محروم‌کردن زین مراد***لایقِ لطفت نباشد ای جواد
  • این زمان قائم مقامِ حق تویی***یأس باشد گر مرا مانع شَوی»
  • گفت موسیٰ: «یا رَبّ، این مردِ سَلیم***سُخره کردَه‌ستَش مگر دیوِ رَجیم؟
  • گر بیاموزم، زیانْ کارش بوَد***ور نیاموزم، دلش بد می‌شود
  • گفت: «ای موسیٰ بیاموزش؛ که ما***ردّ نکردیم از کرم هرگز دعا»
  • گفت: «یا رَبْ او پشیمانی خورَد***دست خاید، جامه‌‌ها را بر‌درد»
  • ----------

  • نیست قدرتْ هر کسی را سازوار***عجزْ بهتر مایۀ پرهیزکار
  • فقر از این رو فخر آمد جاوْدان***که به تقوا مانْد دستِ نارِسان2
  • ز‌آن غِنا و ز‌آن غَنی مردود شد***که ز قدرتْ صبر‌ها بِدْرود شد
  • آدمی را عجز و فقر آمد امان***از بلای نفسِ پُرحرص و غَمان
  • آن غم آمد آرزوهای فُضول***که بِدان خو کردَه ست آن صیدِ غول
  • آرزوی گِل بوَد گِل‌خواره را***گُل‌شِکَر نَگْوارد آن بیچاره را
  • وحی آمدن از حق تعالیٰ به موسیٰ که بیاموزش چیزی را که استدعا می‌کند

  • 🔹 بعد از آن، وحی آمد از حضرت که: «رو***هرچه می‌گوید، به لطفِ خود شنو»
  • گفت یزدان که: «بِده بایِستِ او***بر‌گُشا در اختیارْ آن دستِ او»
  • ----------

    1. نسخۀ قونیه: هرچه چیزی بود، چیزیّ از تو یافت.
    2. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: دستش نارِسان.