
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
181آمدن آن زنِ کافره با طفلِ شیرخوار نزد رسول خدا علیه السّلام و ناطق شدن طفل به معجزۀ رسول خدا صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم
هم از آن دِه یک زنی از کافران *** سوی پیغمبر دوان شد ز امتحان پیش پیغمبر در آمد با خِمار *** کودکی دوماهه زن را بر کنار گفت کودک: «سَلَّمَ اللٰهُ عَلَیک *** یا رسولَ اللٰه، قَد جِئنا إلَیک»1 مادرش از خشم گفتش: «هین خموش *** کیت افکنْد این شهادت را به گوش؟ این کیات آموخت ای طفل صَغیر *** که زبانت گشت در طِفلی جَریر؟» گفت: «حق آموخت وآنگه جبرئیل *** در بیان با جبرئیلم مَن رَسیل» گفت: «کو؟» گفتا: «که بالای سرت *** مینبینی؟ کن به بالا مَنظرت ایستاده بر سرِ تو جبرئیل *** مر مرا گشته به صد گونه دلیل» گفت: «میبینی تو؟» گفتا که: «بلی *** بر سرت تابان چو بَدرِ کاملی میبیاموزد مرا وصفِ رسول *** بر عُلُوَّم میرساند زین سُفول» پس رسولش گفت: «کِای طفلِ رَضیع *** چیست نامت؟ بازگو و شو مُطیع» گفت: «نامم پیش حقْ عبدُ العَزیز *** عَبدِ عُزّیٰ پیش این یک مشتْ حیز من ز عُزّیٰ پاک و بیزار و بَری *** حقِّ آن که دادت این پیغمبری» ----------
کودک دوماهه همچون ماهِ بدر *** درسِ بالغ گفته چون اصحابِ صَدر پس حُنوطْ آن دم ز جَنّت در رسید *** تا دَماغِ طفل و مادر بو کشید هر دو میگفتند کز خوفِ سقوط: *** «جان سپردن بِه بر این بویِ حَنوط» 🔹 آنکه تعریفش شهنشه خود کند *** جامد و نامیش صد مِرْوَق زند2 آنکسی را که مُعَرِّف حق بوَد *** جامد و نامیش صد «صَدِّق» زند3 آنکسی را کِش خدا حافظ بوَد *** مرغ و ماهی مر وِرا حارِس شود - . سَلَّمَ اللٰهُ عَلَیک...: سلام و درود خدا بر تو باد ای رسول خدا، همانا ما بهنزد تو آمدیم.
- . مِروَق: مایۀ خوشی و شگفتی.
- . صَدِّق: باور کن (یعنی مؤیّد صدق رسالت او هستند و کفار را به باور کردن او دعوت میکنند).
