
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
178یوسفی شد در جمال و در دَلال *** گفتش: «اکنون رو به دِه، واگویْ حال» او همیشد بیسر و بیپای و مست *** پای مینشْناخت در رفتن ز دست پس بیامد با دو مَشکِ پُر، روان *** سوی خواجه از نواحی کارْوان دیدنِ خواجه، غلامِ خود را سفیدرو و نشناختن، و با غلام گفتن که: «تو غلامِ مرا کشتهای و خونِ او تو را گرفته»
🔹 خواجه بر رَهْ منتظر بنشسته بود *** کآن غلامش دیر میآمد نه زود خواجه از دورش بدید و خیره مانْد *** از تحیُّر اهلِ آن ده را بخوانْد: «راویهیْ ما، اُشتُرِ ما هست این *** پس کجا شد بندۀ زَنگیجَبین؟ آن یکی بَدریست میآید ز دور *** میزند بر نورِ روز از روشْ نور کاو غلامِ ما؟ مگر سرگشته شد؟ *** یا بدو گرگی رسید و کشته شد؟ 🔹 یا مگر او را بکُشت این بَدگهر؟ *** اُشتُرش آورد اینجا از قَدَر» چون بیامد پیش، گفتش: «کیستی؟ *** از یَمَن زادی و یا تُرکیستی؟ گو غلامم را چه کردی؟ راست گو *** گر بکُشتی، وانَما، حیلت مجو» گفت: «گر کشتم، به تو چون آمدم؟! *** چون به پای خود در این خون آمدم؟! 🔹 گفت: «نی، نی، درنگیرد با مَنت *** راست باید گفت سِرِّ این فَنَت کو غلامِ من؟»، بگفت: «اینک منم *** کرد دستِ فضلِ یزدان روشنم 🔹 دیده ام صَدْریّ و، بَدْری گشتهام *** صاحبِ فَضلیّ و قَدری گشتهام هی چه میگویی: ”غلامِ من کجاست؟“ *** هین نخواهی رَست از من جز به راست» گفت: «اسرارِ تو را با آن غلام *** جمله واگویم یکایک من تمام زآن زمانی که خریدی تو مرا *** تا به اکنون بازگویم ماجرا تا بدانی که همانم در وجود *** گرچه از شَبْدیزِ من صبحی گشود1 رنگ دیگر شد ولیکن جانِ پاک *** فارغ از رنگ است و از ارکانِ خاک» ----------
- . شبدیز: شبرنگ، سیاهرنگ.
