
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
170🔹 آن خیالی از اثرْ باغی شده *** وآن خیالی عالَمی بر هم زده آن خدایی کز خیالی باغ ساخت *** وز خیالی دوزخ و جایِ گداخت پس که داند راهِ گلشنهای او؟! *** پس که داند جای گُلخَنهای او؟! دیدهبانِ دل نبیند در مَجال *** کز کدامین رُکنِ جان آید خیال 🔹 جز مگر آن دل که دارد عوْنِ حق *** کوْنِ او را نیست کرده کوْنِ حق گر بِدیدی مَطلَعش را، زِ احْتیال *** بند کردی راهِ هر ناخوشخیال کی رسد جاسوس را آنجا قَدَم *** که بوَد مِرصاد و در بندِ قِدَم؟!1 دامنِ فضلش به کف کُن کوروار *** قَبضِ أعمیٰ این بوَد ای شَهریار2 دامنِ او امر و فرمانِ وی است *** نیکبختی که تُقیٰ جانِ وی است آن یکی در مَرغزار و جویِ آب *** وآن یکی پهلویِ او اندر عذاب او عجب مانده که ذوقِ این ز چیست؟! *** وین عجب مانده که این در حبسِ کیست؟! هین چرا خشکی؟ که اینجا چشمههاست *** هین چرا زردی؟ که اینجا صد دوا ست هین بیا ای همنشین در انجمن *** گوید: «ای جان، من نیارم آمدن»3 🔹 هین بیا جانا؛ که پایت بسته نیست *** گویدش: «نی، نی، نَتانم، تو بِایست» حکایتِ امیر و غلامش که نمازباره بود، و اُنسِ غلام در نماز و مناجات
🔹 یک مَثل آمد در این معنا به گفت *** بوکه یابی زین بیان سرِّ نهفت 🔹 اندر این *** معنا بگویم قصّهایگوش بُگشا تا بَری زآن حِصّهای 🔹 در زمانی بود امیری از کِرام *** بود سُنقُرنامْ او را یک غلام میر شد محتاجِ گرمابهْ سَحر *** بانگ زد: «سُنقُر! هلا! بردار سر طاس و مَندیل و گِل از اَلتون بگیر *** تا به گرمابه رَویم، ای ناگزیر»4 سُنقُر آمد، طاس و مَندیلِ نِکو *** برگرفت و رفت با او دو به دو مسجدی در ره بُد و بانگِ صَلا *** آمد اندر گوشِ سُنقُر برملا بود سُنقُر سخت مولَع در نماز *** گفت: «ای میرِ من، ای بندهنواز تو بدین دکّان زمانی صبر کن *** تا گزارم فرض و خوانم: ﴿لَمیَکُن﴾»5 🔹 رفت سُنقُر، میر بر دکّان نشست *** منتظر از بادۀ پندار مست - . نسخۀ قونیه: در بندِ عدم. بریتانیا (الف): مِرصاد در بند قدم.
- . بریتانیا (الف): فیض أعمیٰ.
- . نسخۀ قونیه: همنشینا، هین در آ اندر چمن.
- . آلتون: نامی از کنیزکان تُرک.
- . سوره الإخلاص آیه 4.
تا گذارم فرض...: تا نماز واجبم را ادا کنم و سوره اخلاص را بخوانم (و خود را در محبوب فانی کنم).
