اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

160
  • بارِ دیگر سوی این دام آمدید***خاک اندر دیدۀ توبه زدید
  • بازت آن تَوّاب بُگشود آن گره***گفت: «هین، بُگریز و این سو پا مَنِه»
  • باز چون پروانۀ نِسْیان رسید***جانِتان را جانبِ آتش کشید
  • کم کن -ای پروانه- نِسیان و شَکی***در پرِ سوزیده بنْگر تو یکی
  • چون رَهیدی، شُکرْ آن باشد که هیچ***سوی آن دانه نداری پیچ پیچ
  • تا تو را چون شُکر گویی، بخشد او***روزی‌ای بی‌دام و بی‌خوْفِ عَدو
  • شُکرِ آن نعمت که تان آزاد کرد***نعمتِ حق را بباید یاد کرد
  • چند اندر رنج‌ها و در بلا***گفتی: «از دامم ر‌ها کن ای خدا
  • تا چنین خدمت کنم، احسان کنم***خاک اندر دیدۀ شیطان کنم»
  • 🔹 چون خلاصت داد حق از امتحان***همچنان اَستی که بودی همچنان
  • 🔹 چون ر‌ها کردت، فرامُش کردی‌اش***جانِ خود را مست و بیهُش کردی‌اش
  • حکایتِ نذر‌کردنِ سگانْ هر زمستان که: «چون تابستان آید، خانه بسازیم از بهر زمستان»

  • سگ زمستان جمع گردد استخوانْش***زخمِ سرما خُرد گردانَد چنانْش
  • کاو بگوید: «کاین‌قَدَرْ تن که منم***خانه‌ای از سنگ باید کردنم
  • چون‌که تابستان بیاید، من به چنگ***بهرِ سرما خانه‌ای سازم ز سنگ»
  • چون‌که تابستان بیاید، از گشاد***استخوان‌ها پهن گردد، پوستْ شاد1
  • زَفت گردد، پا کِشد در سایه‌ای***کاهِلی، سیری، غِری، خود رایه‌ای2
  • گوید او چون زفت بیند خویش را:***«در کدامین خانه گُنجَم ای کیا؟!»
  • گویدش دل: «خانه‌ای ساز ای عمو!»***گوید او: «در خانه کی گُنجم؟! بگو!»
  • ----------

  • استخوانِ حرصِ تو در وقتِ درد***در هم آید، خُرد گردد در نَورد
  • گویی از توبه: «بسازم خانه‌ای***در زمستان باشدم کاشانه‌ای»
  • چون بشُد رنج و شُدَت آن حرصْ زَفت***همچو سگ سودای خانه از تو رفت
  • شُکرِ نعمتْ خوش‌تر از نعمت بوَد***شُکرباره کی سویِ نعمت روَد؟!3
    1. مونیخ (ب): بیاید، از شتاب.
    2. . غِرّ: فریفته، بی‌تجربه.
    3. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: سویِ نِقْمَت.
      شُکر‌باره: شُکردوست.