اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

150
  • ما طَبیبان فِعالیم و مَقال***مُلهِمِ ما پرتوِ نورِ جلال:
  • ”کاین‌چنین فعلی تو را نافع بوَد***وآن‌چنان قوْلی تو را قاطع بوَد
  • این‌چنین قوْلی تو را پیش آورَد***وآن‌چنان فعلی تو را نیش آورَد
  • 🔹 آن‌چنان و این‌چنین از نیک و بد***پیشِ تو بنْهیم و بنْماییم جَدّ
  • 🔹 گر تو خواهی این گُزین، ور خواهی آن***زهر و شکّر، سنگ و گوهر شد عیان“
  • آن طبیبان را بوَد بوْلی دلیل***وین دلیلِ ما بوَد وَحیِ جلیل
  • دست‌مزدی می‌نَخواهیم از کسی***دست‌مزدِ ما رسد از حق بسی
  • هین صَلا بیماریِ ناسور را***داروی ما یک به یک رنجور را»
  • معجزه خواستن قوم از پیغمبران‌ علیهم السّلام

  • قوم گفتند: «ای گروهِ مُدَّعی***کو گواهِ علم و طِبِّ نافعی؟!
  • چون شما بسته‌یْ همین خواب و خَورید***همچو ما باشید و در دِه می‌چرید
  • چون شما در دامِ این آب و گِلید***کی شما صیّادِ سیمرغِ دِلید؟!
  • حُبِّ جاه و سروری دارد بر آن***که شمارَد خویش از پیغمبران
  • ما نخواهیم این‌چنین لافِ دروغ***کردن اندر گوش و افتادن به دوغ»
  • انبیا گفتند: «کاین ز‌آن علّت است***مایۀ کوری، حجابِ رؤیت است
  • دَعویِ ما را شنیدید و شما***می‌نبینید این گُهَر در دستِ ما
  • امتحان است این گهر مر خلق را***ماش گردانیم گِردِ چشم‌ها
  • هر که گوید: ”کو گُوا؟“، گفتش گوا ست***کاو نمی‌بیند گهر، حَبسِ عَمیٰ ست»1
  • ----------

  • آفتابی در سخن آمد که: «خیز***که بر‌آمد روز، بَرجَه، کم ستیز»
  • تو بگویی: «آفتابا، کو گواه؟»***گویدت: «ای کور، از حقْ دیده خواه»
  • روزِ روشن هر که او جویَد چراغ***عینِ جُستن، کوری‌اش دارد بَلاغ
  • ور نمی‌بینی، گمانی بُرده‌ای***که صَباح است و تو اندر پرده‌ای
  • کوریِ خود را مکن زین گفتْ فاش***خامش و در انتظارِ فضل باش
  • 🔹 فضلِ بی‌علّت مگر دریابدت***زین شقاوتْ رویِ دل بر‌تابدت
  • 🔹 ور نه، مانی در چنین کوری ابد***آینه پنهان شد از تو در نمد
  • در میانِ روزْ گفتنْ: «روز کو؟!»***خویش رسوا‌کردن است ای تندخو2
    1. بریتانیا (الف): جنس عَمیٰ ست. مونیخ (ب): چشمش عمیٰ ست.
    2. نسخۀ قونیه: ای روز جو.