
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
141پیل را سوراخ سوراخ افکنَد *** سنگِ مرغی کاو به بالا پر زند دُمِّ گاوِ کُشته بر مقتولْ زن *** تا شود زنده همان دم در کفن حَلقْ بُبریده جَهَد از جای خویش *** خونِ خود جویَد ز خونپالای خویش همچنین زآغازِ قرآن تا تمام *** رَفضِ اسباب است و علّت، وَ السّلام ----------
کشفِ این نَز عقلِ کارافزا شود *** بندگی کن تا تو را پیدا شود بندِ معقولات آمد فلسفیّ *** شهسوارِ عقلِ عقل آمد صَفیّ عقلِ عقلت مغز و، عقلِ توست پوست *** معدۀ حیوان همیشه پوستجوست مغزجوی از پوست دارد صد مَلال *** مغزْ نَغْزان را حلال آمد حلال چونکه قِشرِ عقلْ صد برهان دهد *** عقلِ کلّ کی گام بیایقان نهد؟! عقلْ دفترها کند یکسر سیاه *** عقلِ عقلْ آفاق دارد پُر ز ماه از سیاهی وز سفیدی فارغ است *** نورِ ماهش بر دل و جان بازِغ است این سیاه و آن سفید ار قدْر یافت *** زآن شبِ قدر است کَاختَروار تافت قیمتِ هَمیان و کیسه از زر است *** بی زَری همیان و کیسه أبتَر است همچنانکه قدْرِ تن از جان بوَد *** قدرِ جان از پرتوِ جانان بوَد گر بُدی جانْ زنده بیپرتو کُنون *** هیچ گفتی کافران را ﴿مَیِّتون﴾؟!1 ----------
هین بگو که ناطقه جو میکَند *** تا به قرنی بعدِ ما آبی رسد گرچه هر قرنی سخنآری بوَد *** لیک گفتهیْ سابِقان یاری بوَد نی که هم تورات و انجیل و زَبور *** شد گواهِ صدقِ قرآن ای شَکور؟! روزیِ بیرنج جوی و بیحِسیب *** کز بهشتت آورَد جبریلْ سیب بلکه رِزقی از خداوندِ بهشت *** بیصُداعِ باغبان، بیرنجِ کِشت زآنکه نفعِ نان در آن نان، دادِ اوست *** بدْهدت آن نفع بیتَوسیطِ پوست ذوقْ پنهان، نقشِ نان چون سفره است *** نانِ بیسفره ولیّ را بهره است رزقِ جانیّ کی بَری با سعی و جُست *** جز به عدلِ شیخ کاو داوودِ توست؟! نفسْ چون با شیخ بیند گامِ تو *** از بنِ دندان شود او رامِ تو2 صاحبِ این گاوْ رام آنگاه شد *** کز دَمِ داوودِ او آگاه شد - . سوره الزمر آیه 30؛ «تو [ای پیامبر] مردهای و ایشان (آن کافران) مردگانند!» (تفسیر مولانا از این آیه: پیامبر از این عالَم دنیا مرده و بهحقیقت زنده است، و کافران در واقعیت مردهدل و در این دنیا از ادراک حقیقت مردهاند!) (رجوع شود اسرار الغیوب ج 1 ص 591)
- . نسخۀ قونیه: با شیخ بیند کامِ تو.
