اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

138
  • گواهی دادنِ دست و پا و زبان بر سِرِّ ظالم هم در دنیا

  • پس هم اینجا دست و پایت در گزند***بر ضمیرِ تو گواهی می‌دهند
  • چون موکَّل می‌شود بر تو ضمیر***که: «بگو تو، اعتقادت وا مگیر»
  • خاصه در هنگامِ خشم و گفتگو***می‌کند ظاهر سِرَت را مو به مو
  • چون موکَّل می‌شود ظلم و جفا***که: «هویدا کن مرا ای دست و پا»
  • چون همی‌گیرد گواهِ سِرْ لگام***خاصه وقتِ جوش و خشم و انتقام
  • پس همان‌کس کین موکّل می‌کند***تا لوای راز بر صحرا زند1
  • پس موکَّل‌های دیگر روز حشر***هم تواند آفرید از بهر نشر
  • ای به دو دست آمده در ظلم و کین***گوهرت پیداست، حاجت نیست این
  • نیست حاجت شُهره‌گشتن در گزند***بر ضمیرِ آتشینت واقفند
  • نفسِ تو هر‌دم بر‌آرَد صد شَرار***که: «ببینیدم، منم زَ اصحابِ نار
  • جزوِ نارم، سوی کلِّ خود رَوم***من نه نورم که سوی حضرت شَوم»
  • همچنان کاین ظالمِ حق ناشناس***بهرِ گاوی کرد چندین اِلتباس
  • او از او صد گاو بُرد و صد شتر***نفسْ این است ای پدر، از وی بِبُر
  • نیز روزی با خدا زاری نکرد***یا رَبی نامد ازو روزی به درد
  • «کِای خدا، خَصمِ مرا خشنود کن***گر مَنَش کردم زیان، تو سود کن
  • گر خطا کُشتم، دِیَت بر عاقِله‌ست***عاقِله‌یْ جانم تو بودی از اَلَست»2
  • سنگ می‌گردد به استغفارْ دُرّ‌***این بوَد انصافِ نفْس ای جانِ حُرّ3
  • برون رفتنِ خلائق به‌سوی آن درخت

  • چون برون رفتند سوی آن درخت***گفت: «دستش را ز پس بَندید سخت
  • تا گناه و جرمِ او پیدا کنم***تا لوای عدل بر صحرا زنم»
  • گفت: «ای سگ، جَدِّ این را کشته‌ای***تو غلامی، خواجه زین رو گشته‌ای
  • خواجه را کُشتیّ و بردی مالِ او***کرد یزدان آشْکارا حالِ او
  • آن زنت او را کنیزک بوده است***با همین خواجه جَفا بنْموده است
    1. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: که موکَّل می‌کند.
    2. قسطنطنیه(ب): کز خطا.
    3. نسخۀ قونیه: سنگ می‌ندْهد به استعفارْ دُرّ.