اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

135
  • «من چو خورشیدم درونِ نورْ غرق***می‌ندانم خویش کرد از نورْ فرق
  • رفتنم سوی نماز و آن خَلا***بهرِ تعلیم است و رهْ مر خَلق را
  • کژ نهم تا راست گردد این جهان***”حَرْبُ خُدعَة“ این بوَد، ای پهلوان1
  • نیست دستوری وگرنه ریختم***گَرد از دریای راز انگیختم»
  • همچنین داوود می‌گفت این نَسَق***خواست گشتنْ عقلِ خَلقان مُحتَرَق
  • پس گریبانش کشید از پس یکی***که: «ندارم در یکیّ‌اش من شکی»
  • رفتنِ داوود علیه السّلام در خلوت، و نمودن به او آن اسرار را

  • با خود آمد، گفت را کوتاه کرد***لب ببست و عزمِ خلوتگاه کرد
  • در فرو بَست و برَفت آنگَه شتاب***سوی محراب و دعای مُستَجاب
  • حق نمودش آنچه بنْمودش تمام***گشت واقف بر سزا و انتقام
  • 🔹 دید احوالی که کس واقف نبود***رازِ پنهانی که حیرانی فُزود
  • روزِ دیگر جمله خَلقان آمدند***پیشِ داوودِ پیمبر صف زدند
  • همچنین این ماجرا‌ها باز رفت***باز زد آن مُدَّعی تَشنیعِ زَفت:
  • 🔹 «زود گاوم را بده، ای نابکار***از خدای خویشتن شرمی بدار
  • 🔹 این‌چنین ظلمِ صریحِ ناسزا***میرود در عهدِ پیغمبر، هَلا
  • 🔹 گاوِ کشته خورده بی‌ترسیّ و بیم***در جوابْ افزوده تَزویرْ آن لَئیم
  • 🔹 که چه: ”چندین سال بودم در دعا***من طلب کردم ز حق، داد او مرا“؟!
  • 🔹 ای رسولِ حق، چنین باشد روا؟!***مِلکِ من بُد گاو، چون دادش خدا؟!»
  • حکم‌کردنِ داوود علیه السّلام بر صاحبِ گاو که: «از سرِ گاو بُگذر!»، و تَشنیعِ صاحبِ گاو بر داوود علیه السّلام

  • گفت داودش: «خَمُش کن، رو، بِهِل***این مسلمان را ز گاوت کن به حِلّ
  • چون خدا پوشید بر تو، ای جوان***رو خَمُش کن، حقِّ سَتاریّ بِدان!»
  • گفت: «واویلا، چه حکم است این؟! چه داد؟!***از پیِ من شرعِ نو خواهی نهاد؟!
  • رفته است آوازۀ عَدلت چنان***که مُعطَّر شد زمین و آسمان
  • بر سگانِ کورْ این اِستَم نرفت***زین تَعدّی سنگ و کُه بشْکافت تَفْت!»
    1. صحیح بخاری ج 5 ص 159؛ رسول خدا صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم فرمود: «الحَربُ خُدعَة؛ جنگ مکر و فریب است».